fatima
هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه کنه
fatima
غمگینــم .. مثِ عکس تو اعلامیـه ی ترحیـم .. که "لـبخنـدش" اَشکـتـو در میآره
fatima
پرنده لب تنگ ماهی نشسته بود با تعجب به ماهی نگاه میکرد با خود میگفت : سقف قفسش که شکسته پس چرا پرواز نمیکند ؟؟؟ !!!
fatima
یا باش یا برو نمیخواهم از دور مراقبم باشی از دور دوستم بداری و من در لحظاتم هیچگاه حست نکنم دوری را نمی خواهم یا باش یا برو..
fatima
این روزها آدمها رو خیلی ساده میشه شناخت ! کافیه یک روز شاد نباشی ؛ حالت بد باشه ... بی اعصاب باشی ، بی پول باشی ! اون وقت اطرافت را خوب نگاه کن .... دوست واقعیت رو میتونی ببینی ... !!!
fatima
طریقه ظرف شستن در خوابگاه
fatima
چه جوری شد نمیدونم که عشق افتاده به جونم خودت خونسردی اما من، نه اینطوری نمیتونم دارم حس میکنم هر روز به تو وابستهتر میشم تو انگاری حواست نیست دارم دیوونهتر میشم یه حالی دارم این روزا نه آرومم نه آشوبم به حالم اعتباری نیست تو که خوبی منم خوبم بگو با من چیکار کردی که اینجور درب و داغونم نه گریونم نه خندونم مثل موهات پریشونم من از فکر و خیال تو همش سردرد میگیرم سر تو با خودم با تو با یه دنیا درگیرم یه حالی دارم این روزا نه آرومم نه آشوبم به حالم اعتباری نیست تو که خوبی منم خوبم
fatima
√دیـوانـﮧ ےِ روزهایـے هستـم کـﮧ مهـربان میشوے . . . حتـے اگــر نـدانم چـرا . . . !!!
fatima
چه فرقی می کند... در سیرک یا در خانه ؟! خنده ات که تلخ باشد، دلت کــه خون باشد، تو هم دلقکی..!
fatima
دختر جوانی آبله سختی گرفت. نامزدش به عیادت او رفت. چند ماه بعد، نامزد وی کور شد. موعد عروسی فرا رسید. مردم می گفتند: چه خوب! عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش هم نابینا باشد. 20 سال بعد از ازدواج، زن از دنیا رفت. مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود. همه تعجب کردند. مرد گفت : «من کاری نکردم جز اینکه شرط عشق را به جا آوردم.» شرط عشق چه بود؟
fatima
بعضی ها،طواف نمی کنند، فقط خدا رو دور می زنند.
fatima
حتی اگه گاو هم باشی ، در صورتی که در جای مناسب قرار بگیری ، کسانی پیدا می شوند که تو را بپرستند!!
fatima
من موندم اگه زندان نبود،از دست این همه آزادی باید به کجا پناه می*بردیم؟!
fatima
خاطرات را باید سطل سطل از زندگی بیرون كشید... خاطرات نه سر دارند،نه ته!!! بی هوا می آیند تا خفه ات كنند... میرسند گاهی وسط یك فكر،گاهی وسط یك خیابون... و گاهی حتی وسط یك صحبت سردت میكنند؛رگ خوابت را بلدند! زمینت میزنند... خاطرات تمام نمیشوند،تمامت میكنند...!!
سلام مر30 من دارم میرم مشه تا آخر شب برمیگردم ساعت 1فعلا
14 سال و 3 ماه و 10 روز و 16 ساعت و 34 دقيقه قبلمشهد
14 سال و 3 ماه و 10 روز و 16 ساعت و 30 دقيقه قبلبسلامتي.
14 سال و 3 ماه و 9 روز و 21 ساعت و 12 دقيقه قبلسلام
14 سال و 6 روز و 1 ساعت و 22 دقيقه قبلسلام
14 سال و 6 روز و 1 ساعت و 21 دقيقه قبل