fatima
هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه کنه
fatima
امان از روزی كه سیگار بخاطر كسی بیاد گوشه لبت كه بخاطر همون سیگارو ترك كرده بودی!
fatima
جلوی بعضی از خاطره ها باید نوشت!آهسته به یاد آورده شود خطر ریزش اشک...
fatima
قدِ تو به عشق نميرسيد غرورم را زير پايت گذاشتم تا برسد ، اما باز هم نرسيد
fatima
دوستی تکرار دوستت دارم نیست ، دوستی فهمیدن نا گفتنی های کسی است که دوستش می داری .
fatima
زخمی تر از همیشه از درد دل سپردن سر خورده بودم از عشق در انتظار مردن با قامتی شکسته از کوله بار غربت در جستجوی مرهم راهی شدم زیارت رفتم برای گریه رفتم برای فریاد مرهم مرادمن بود کعبه تورو به من داد ای تکیه گاه گریه ای همصدای فریاد ای اسم تازه من کعبه تو رو به من داد
fatima
بدترین حسرتی که در زندگی میخوریم از کارهای خطایی که مرتکب شده ایم ، نیست … بلکه از این است که… چرا کارهای درست را برای کسی که لیاقتش را نداشته انجام داده ایم ...
fatima
اگر نمی توانی بلوطی بر فراز تپه ای باشی ، بوته ای در دامنه ای باش ولی بهترین بوتهای باش كه در كناره راه میروید اگر نمیتوانی بوتهای باشی ، علف كوچكی باش و چشمانداز كنار شاه راهی را شادمانهتر كن اگر نمیتوانی نهنگ باشی ، فقط یك ماهی كوچك باش ولی بازیگوشترین ماهی دریاچه همه ما را كه ناخدا نمیكنند ، ملوان هم میتوان بود در این دنیا برای همه ما كاری هست كارهای بزرگ كارهای كمی كوچكتر و آنچه كه وظیفه ماست چندان دور از دسترس نیست اگرنمیتوانی شاه راه باشی ، كوره راه باش اگر نمیتوانی خورشید باشی ، ستاره باش با بردن و باختن اندازه ات نمی گیرند هر آنچه كه هستی ، بهتریـنـش باش
fatima
من اگه سه ثانیه وقت داشته باشم ،یک ثانیه به تو نگاه می کنم ، یک ثانیه به تو فکر می کنم ، یک ثانیه میگم دوست دارم ، من زندگی می کنم برای این سه ثانیه
fatima
بـــﮧ ســـیــــم آخــــر .. ســـآز مــــے زنـــــم امـشـَــب بــــﮧ کـــورـے چـشـــم دنیــــا کـــــﮧ ســــــآز مـخـــآلــف مـے زنــَــد بـــآ مــَـن ! !
fatima
کوچه ها را بلد شدم رنگ های چراغ راهنما جدول ضرب دیگر در راه هیچ مدرسه ای گم نمی شوم اما گاهی میان آدم ها گم می شوم آدم ها را بلد نیستم
fatima
رنگين کماني پس از توفانم که پر غرور رنگ هايش را نشان مي دهد آن گاه که با تو ام گويي هر آنچه که زيباست ما را در بر گرفته است اين ها تنها ذره اي ناچيز از احساس والاي با تو بودن است شايد واژه ي "عشق" را ساخته اند تا احساسي چنين عميق و هزار سو را بيان کند اما باز هم اين واژه کافي نيست با اين همه چون هنوز بهترين است بگذار بگويم و باز بگويم که بيش از عشق بر تو عاشقم
fatima
پرندگانم را آزاد کردم ، زیرا فهمیدم "نداشتن" تنها راه از دست ندادن است .
fatima
ما گذشتیم و گذشت آنچه که با ما کردی ، تو بمان بادگران وای به حال دیگران
سلام مر30 من دارم میرم مشه تا آخر شب برمیگردم ساعت 1فعلا
14 سال و 3 ماه و 8 روز و 17 ساعت و 47 دقيقه قبلمشهد
14 سال و 3 ماه و 8 روز و 17 ساعت و 43 دقيقه قبلبسلامتي.
14 سال و 3 ماه و 7 روز و 22 ساعت و 25 دقيقه قبلسلام
14 سال و 4 روز و 2 ساعت و 35 دقيقه قبلسلام
14 سال و 4 روز و 2 ساعت و 34 دقيقه قبل