fatima
هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه کنه
fatima
. گاه دلتنگ می شوم دلتنگ تر از همه دلتنگی ها گوشه ای می نشینم و حسرتها را می شمارم و باختن ها را و صدای شکستن ها را
fatima
می دونی دلتنگی یعنی چی؟ دلتنگی یعنی اینکه: بشینی به خاطراتت باهاش فک کنی ... اونوقت یه لبخند بیاد رو لبت ولی چند لحظه بعد شوری اشکهای لعنتی ، شیرینی اون خاطره ها رو از یادت ببرند
fatima
می خواستم تصویر با تو بودن را نقاشی کنم دیدم فاصله بینمان در ورق جا نمی شود کمی نزدیک تر بیا ، می خواهم با تو بودن را حس کنم . . .
fatima
ای قرار لحظه های اضطرار ، بر روان دیده ام منشین چو خار جاری عشقی به شریان وجود ، بی تو باید شعر دلتنگی سرود . . .
fatima
زندگی را بی عشق سپری کردن غم بزرگی است
اما این تقریبا برابر است با غمی که زندگی را ترک کنی
بدون اینکه به کسی که عاشقش هستی بگویی که دوستش داری . . .
fatima
کاش کودک بودم تا بزرگترین شیطنت زندگی ام نقاشی روی دیوار بود، ای کاش کودک بودم تا از ته دل می خندیدم نه اینکه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم ، ای کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه همه چیز را فراموش می کردم
fatima
هر روز خاطره هارو ورق بزن ، یادی ز من بکن ، من سطر آخرم یک نقطه ، یک سکوت !!!
fatima
شکسپير:عشق مثل آبه، مي توني تو دستات قايمش کني ولي يه روز دستاتو باز مي کني مي بيني همش چکيده بي اينکه بفهمي دستت پر ازخاطرست.
fatima
شايد با هم بودن به سختي تكرار شود اما به ياد هم بودن را هر لحضه مي توان تكرار كرد
fatima
وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها ميكند پرهايش سفيد ميماند، ولي قلبش سياه ميشود....
fatima
برای عشق گریه کن اما کسی را به خاطر عشق به گریه کردن ننداز ، با عشق بازی کن اما هرگز کسی را با عشق بازی نده .
fatima
دربیکران زندگی دوچیز افسـونـــم کــرد آبــــــــــی آســمان وخدا آبی آسمان را میبینم و میدانم که نیست خدارا نمی بینم و میدانم که هست
fatima
توی قفس زندگی همه چی نا آرومه دوروبر منم همش همه چی معدومه من می خوام پر بزنم راحت بشم از اینجات می خوام که پرواز بکنم برم تو آسمونا می خوام مث کبوترا بال وپرم رو وا کنم می خوام رو ابرا بشینم با ستاره ها گپ بزنم
fatima
گذر زمان را دوست ندارم ... آدم ها را بی احساس می کند ... دیگر وقتی اسمت می آید ... دلم نمی لرزد
fatima
زندگی گره ای نیست که در جست و جوی گشودن آن باشیم. زندگی واقعیتی است که باید آن را تجربه کرد.
سلام مر30 من دارم میرم مشه تا آخر شب برمیگردم ساعت 1فعلا
14 سال و 3 ماه و 8 روز و 19 ساعت و 38 دقيقه قبلمشهد
14 سال و 3 ماه و 8 روز و 19 ساعت و 34 دقيقه قبلبسلامتي.
14 سال و 3 ماه و 8 روز و 16 دقيقه قبلسلام
14 سال و 4 روز و 4 ساعت و 26 دقيقه قبلسلام
14 سال و 4 روز و 4 ساعت و 25 دقيقه قبل