alireza
به سلامتی پسری که تو خیابون دختری زیبا دید سرش را انداخت پایین و گفت انگشت کوچیکم هم نمیشی
alireza
دلتنگ كودكيم! يادش بخير، قهر ميكرديم تا قيامت، و لحظه اي بعد قيامت ميشد!
alireza
ولین روز بارانی را به خاطر داری؟ غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم. دومین روز بارانی چطور؟ پیش بینی اش کرده بودی چتر آورده بودی من غافلگیر شدم سعی میکردی من خیس نشوم شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود سومین روز چطور؟ گفتی سرت درد میکنه حوصله نداشتی سرما بخوری چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد . . . و چند روز پیش را چطور؟ به خاطر داری؟ با یک چتر اضافه اومدی مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمون نره دو قدم از هم دورتر برویم. فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم. تنها برو!
alireza
نميگم دوستت دارم نميگم عاشقتم ميگم ديونتم كه اگه يه روز ناراحتت كردم بگي بيخيال ديونست ...
alireza
این موس هست و یا بستنی2قلو؟
alireza
یعنی اگه رو نوشابه نمی نوشتن “خنک بنوشید” ، من میجوشوندم بعد میخوردم !!!
alireza
بابابزرگم داشت تو خواب صداهای عجیب و غریب در میاورد ! خانمم میگه داره خرناس میکشه؟! پَ نه پَ داره کانکت میشه ولی چون تو محل ما ADSL نمیدن از dial-up استفاده میکنه
alireza
به سلامتی پسری که قشنگترین دختره دنیارو هم تو خیابون دید، سرش را انداخت پایین و زیر لب گفت: “میرم جلوتر شاید بهترشو دیدم…” !!
alireza
من هیچوقت نفهمیدم چرا آدما زیرِ پتو احساس امنیت میکنن… حالا گیریم یه قاتل اومد توی اتاق خواب، حتما میگه: الان اومدم بکشمت… اَه لعنتی پتو داره نمیشه!