محمد
در رفاقت با وفا بودن شرط مردانگی است / ورنه با یک استخوان صد سگ رفیقت می شوند
محمد
نگاه تو انعکاس صامت گرفتگی صدای یک فریاد است ... به من نگاه کن ! بگذار من ــ در سکوت صدای نگاه تو ــ تراژدی مرگ همه ی فریادها را تجربه کنم ...
محمد
سيه چشمي به كار عشق استاد به من درس محبت ياد مي داد مرا از ياد برد آخر ولي من بجز او عالمي را بردم از ياد
محمد
عشق شروعي است از تمام پايان ها اما بي پايان است!!!
محمد
من نه عاشقم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من ... من خودم هستم و یک حس غریب که به صد ناز و هوس می ارزد !!!