دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

محمد
مرد - مجرد
امتیاز: 318.2

دنبال‌شدگان

(61 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(95 کاربر)

گروه‌ها

(14 گروه)

بازدید

محمد
محمد

بی وفا!! ایـن روزهـا نـه مـجـالـی بـرای دلـتـنـگـی دارم و نـه حـوصـلـه ات را.. ولـی بـا ایـن هـمـه، گـاه گـاهـی دلـم هـوای تـو را مـیکـنـد

محمد
محمد

"چه حرف بی ربطیست كه مرد كه گریه نمی كند! گاهی آنقدر بغض داری... كه فقط باید مرد باشی تا بتوانی گریه كنی."

محمد
محمد

عشق من..... عشق من از من گذشتی خوش گذشت؟؟؟؟؟ بعداز این حتی تو اسمم را هم نبر خاطراتم را تو بیرون کن ز سر... دیشب از کف رفت فردا را نگر آخرین یک بار را از من بشنو پند بر من و بر روزگارم دل مبند عاشقی را دیر فهمیدی چه سود؟ عشق دیرین گسسته تار و پود گرچه اب رفته باز اید به رود ماهی بیچاره اما مرده بود!!!!!!!!

محمد
محمد

روزگار...... روزگار اما وفا با ما نداشت طاقت خوشبختی مارا نداشت پیش پای عشق ما سنگی گذاشت بی گمان از مرگ ما پروا نداشت آخر این قصه هجران بود و بس حسرت و رنج فراوان بود و بس یار ما را از جدایی غم نبود در دلش مجنون و عاشق کم نبود برسر پیمان خود محکم نبود سهم من از عشق جز ماتم نبود ... بامن دیوانه پیمان ساده بست ساده ام ان عهد و پیمان را شکست بی خبر پیمان یاری را گسست این خبر نا گاه پشتم را شکست آن کبوتر عاقب از بند رست رفت و با دلدار دیگر عهد بست ... با که گویم اوکه هم خون من است خصم جان و تشنه ی خون من است بخت بد بین وصل او قسمت نشد این گدا مشمول آن رحمت نشد آن طلا حاصل این قیمت نشد ........ ... عاشقان را خوش دلی تقدیر نیست عاشقان را خوش دلی تقدیر نیست با چنین تقدیر بد تدبیر نیست ... از غمش با دود و دم همدم شدم باد نوش غصه ی او من شدم مست و مخمور و خراب از غم شدم ذره ذره اب گشتم کم شدم ... اخر اتش زد دل دیوانه را اخر اتش زد دل دیوانه را سوخت بی پروا پر پروانه را

محمد
محمد

بی تجربه متولد می شویم ..با جرات زندگی می کنیم ..و با حیرت میمیریم...تنها چیزی که فروغش به خاموشی نمی گرید..خاطرات پاک است...دلم گرفته.....یه حسه بدی نسبت به زندگی دارم......یهو تنهام گذاشت....میدونم اینجوری بهونه میاره که دلم نشکنه....حتی فکرشم نمی کردم که یه روزی بره.................ته حرفام تو متن ها و شعرایی که می نویسمه..............آخر قصه ی منم ..مثه همه....مرگه

محمد
محمد

چه سخت است دل كندن از چيزي كه براي او زندگي مي كني و دردناكتر اگر بداني ناچاري از پذيرفتن آن و آنچه كه سرنوشت براي تو رقم زده است وبدتر اينكه مجبوري ازش جدابشي وقتي بيشتر از جونت دوستش داري افسوس ..........................................

محمد
محمد

دوستان بای ~0o~

محمد
محمد

از بس که دیوار دلم کوتاه است هر که از کوچه تنهایی ما میگذرد به هوای هوسی هم که شده سرکی میکشد و میرود

این ارسال را بازنشر کرده است.
محمد
محمد

اون يه دونه يوسفي هم كه برگشت به كنعان استثنابود تو غمت رو بخور

محمد
محمد

شب بخیر

محمد
محمد

دم از بازی حکم میزنی! دم از حکم دل میزنی! پس به زبان"قمار"برایتمیگویم! قمار زندگی را به کسی باختم که "تک" "دل" را با "خشت" برید! ... جریمه اش " یک عمر" " حســــرت" شد! باخت ِ زیبایی بود! یاد گرفتم به "دل" ، "دل" نبندم! یاد گرفتم از روی "دل" حکم نکنم! "دل" را باید " بُــر" زد جایش "سنگ" ریخت " که با"خشت" "تکبــُری" نکنند..

محمد
محمد

سلامتی مادرهای قدیم که وقتی لنگه دمپایی رو پرت میکردن طرفمون صاف میامد میخورد تو سرمون!!!

محمد
محمد

هوايت دست سنگيني داشت !!!! اين را وقتي فهميدم كه به سرم زد ###

محمد
محمد

آينه پرسيد ; چرا دير کرده است ' نکند : دل ديگري او را اسيرکرده است؟!!!؟ خنديدم و گفتم ; او فقط اسير من است ' فقط دقايقي تاخير کرده است, خنديد به سادگيم ' آيينه گفت : احساس پاک تو را زنجير کرده است..., گفت ; منتظر نباش ' او براي هميشه دير کرده است...,!!!

محمد
محمد

روی قلبی نوشته بودن شکستنی است مواظب باشین ولی من روی قلبم نوشتم شکسته است ، راحت باشید