ghazal
ماه در روی کسی غیر تو دیدن ممنوع / ناز چشم کسی جز تو خریدن ممنوع تابلویی بر سر دروازه ی قلبم زده ام / که ورود احدی جز تو اکیدا ممنوع . . .
ghazal
تنهایی همین است ، تکرار نامنظم من بی تو بی آنکه بدانی برای تو نفس می کشم . . .
ghazal
تو قلب منو کشتی و رفتی ، اما میدونم که حتما یه روز بر میگردی چون همیشه قاتل به محل جنایت بر می گرده . . .
ghazal
من آن عاشق ترین پروانه هستم / که عهدی بر سر جان با تو بستم تو آن شمع خرامان سوز هستی / که چون آتش به جان من نشستی ندارم هیچ باک از آتش عشق / که این آتش ز مرهم خوشتر آید . . .
ghazal
من متوجه شدم تازگیا به لطف کیبورد یه زبان جدید یاد گرفتم ! مثلا میدونم : “سشمشئ ناخذه” میشه سلام خوبی ؟ “خن” میشه اوکی ! “ذغث” میشه بای !
ghazal
خاطرات آدم مثل یه تیغ کند میمونه که رو رگت میکشی! نمیبره اما تا میتونه زخمیت میکنه