الناز
تنهاترین من تنها نذار منو...تنها سفرنکن...سفرنکن این دلشکسته از یاد رفته رو دیوونه تر نکن
الناز
یه بغل گلای مریم یه غزل بوسه ی خسته یه نفس حبسه تو سینه یه گلو با بغض خسته...واسه زود بودن چه دیرم با غم چشمات میمیرم وقت رفتنت عزثیزم گریه هامو پس میگیرم...یه نفر حبسه تو چشمات تا ابد گوشه ی زندون یه نفر عاشق عاشق عاشق صدای بارون
الناز
سلاااااااااااااااااام یهوهوووووووووووووووو
الناز
رفتی ؟ بی خداحافظی؟ فکر دلم نبودی که بی تو عذاب میکشد؟فکر من نبودی که بی تو زندگی برایم جهنم می شود؟مگر یادت نیست حرفهای روز آشنایی مان را؟مگر قول ندادی همیشه با من بمانی و مرا تنها نگذاری؟تو که اینک مرا تنها گذاشتی ، تو که بر روی قلبم پا گذاشتیچه زود فراموشم کردی
الناز
رو و پشت سرت را هم نگاه نکن ، از تو بیزارم ، بهانه هایت را برایم تکرار نکنحرفی نزن ، بی خیال ، اصلا مقصر منم ، هر چه تو بگویی ، بی وفا منم!نگو میروی تا من خوشبخت باشم ، نگو میروی تا من از دست تو راحت باشم…نگو که لایقم نیستی و میروی ، نگو برای آرامش من از زندگی ام میروی….این بهانه ها تکراریست ،...
الناز
ُسلام دوستااااااااااااااان خسته نباشین همگی