@گـلـپــری حسنی نگو ، جوون بگو ؛ علاف و چش چرون بگو ؛ موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ، واه واه واه... نه سیما جون ،نه رعنا جون نه نازی و پریسا جون ،هیچ کس باهاش رفیق نبود ؛ تنها توی کافی شاپ نگاه می کرد به بشقاب ! باباش می گفت : حسنی می ری به سر بازی؟ نه نمی رم نه نمی رم! به دخترا دل می بازی ؟! نه نمی دم نه نمی دم! #گل-پری جون با زانتیا ، ویبره می رفت تو کوچه ها ؛ گلیه چرا ویبره میری؟ دارم میرم به سلمونی که شب برم به مهمونی.. گلی خانوم نازنین با زانتیای نقطه چین یه کمی به من سواری می دی ؟! نه که نمی دم چرا نمی دی ؟ واسه اینکه من #قشنگم ، درس خونم و #زرنگم اما تو چی ؟ نه کا رداری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری موی ژلی ،ابرو کوتاه ، زبون دراز ،واه واه واه ...
@باران بهاری می شود عاشق بود می شود صادق بود مثل یک فصل بهار مثل یک عابر ناب می شود به نگاه دل خوش بود می شود در گذر فاصله ها یه کمی منصف بود آری می شود عاشق بود
essi @گـلـپــری@ آدم هایی هستند که بودنشون حتی مجازی به آدم آرامش می ده ! دوستی شون برات حقیقی می شه و یهو میشن یه قسمتی از زندگیت ! آدمایی هستن که با تمام مجازی بودنشون ، سهم بزرگی تو حقیقت دوستی های تو دارن
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 24 روز و 13 ساعت و 40 دقيقه قبل توسط موبایل