بگذار نفسهایم در آرزوی دیدار تو به شماره افتد... بگذار همه آن چیزهایی که خدا بی حضور مادی تو بر من بخشیده است...دست نخورده بماند بگذار لطافت انتظار را در سینه پر اندوه خود به تمامی لمس کنم..... بگذار افقهای خیالم را برای دیدار تو به نظاره بنشینم.... بگذار در حسرت دیدار تو بمانم... بگذار سوز و گداز سینه ام....پر جوش بماند... بگذار پر التهاب بمانم.... بگذار همیشه و برای ابد.... دلتنگ تو بمانم...
بوسه اسم است، چون عمومي است .. بوسه فعل است، چون هم لازم است هم متعدي .. بوسه حرف تعجب است، چون اگر ناگهاني باشد طرف مقابل را مات و مهبوت ميکند .. بوسه ضمير است، چون از قيد انسان خارج نيست .. بوسه حرف ربط است، چون 2 نفر را به هم متصل ميکند ....
بگذار عادت ها خودشان از سرت بيفتند؛ تو آنها را كنار نگذار. بگذار فعاليت خود به خود محو شود؛ تو به زور آن را محو نكن - زيرا همان تلاش تو براي محو اجباري آن، خودش فعاليتي است به شكلي ديگر. مراقب باش، حواست را جمع كن، گوش به زنگ باش تا شاهد پديدة معجزه آسايي باشي: وقتي چيزي خودش، به ميل و رضاي خودش كنار رفت، از خود هيچ ردپايي بر جاي نخواهد گذاشت.
اگر تك بعدي باشي، مي تواني به قله اي رفيع دست پيدا كني، اما آن موقع فقط يك قله اي. دلم مي خواهد تو كل سلسله جبال هيماليا _ البرز _شوي ـ نه فقط يك قله، كه قله هايي بر فراز قله هاي ديگر.
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 23 روز و 14 ساعت و 23 دقيقه قبل توسط موبایل