گـلـپــری
کاش چشمانم می دید روزی را که دستانت محرم دردم بود
گـلـپــری
فالگیری پیر تو را در فنجانم یافته بود گفت: اولین برف که ببارد او می رود و دیگر از او خبری نخواهی یافت اما... برف که آمد رد پاهایت روی دلم جان گرفت و تو ماندی نه فقط برای این زمستان برای زنده ماندنم در همه ی زمستان ها آن هم بی تو
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 22 روز و 13 ساعت و 26 دقيقه قبل توسط موبایل