گـلـپــری
ای کاش که از حال دل من خبرت بود / ای کاش دمی ار سر کویم گذرت بود / من مرغ اسیرم که ندارم پر پرواز / ای کاش که کاشانه من زیر پرت بود . . .
گـلـپــری
می توانی تو به من ، زندگانی بخشی ؛ یا بگیری از من ، آنچه را می بخشی
گـلـپــری
چشم من ، چشمه زاینده اشک ، گونه ام بستر رود ، کاشکی همچو حبابی بر آب ، درنگاه تو رها می شدم از بود و نبود
گـلـپــری
سیلِ سیالِ نگاهِ سبزت،
همه بنیان وجودم را ویرانه کنان می کاود
من به چشمان خیال انگیزت معتادم؛
و در این راه تباه،
عاقبت هستی خود را دادم
گـلـپــری
تو به اندازه تنهایی من خوشبختی من به اندازه زیبایی تو غمگینم
گـلـپــری
در میان من و تو فاصله هاست گاه می اندیشم، می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری
گـلـپــری
قطعه ی گمشده ای از پر پرواز کم است 11 بار شمردیم یکی باز کم است این همه آب که جاریست نه اقیانوس است ...
گـلـپــری
شب بودوخورشيد به روشني مي درخشيد پيرمردي جوان يكه وتنها همراه با خانواده اش درسكوت گوشخراش شب قدم زنان ايستاده بود.
گـلـپــری
بیچاره سنگی که از دست کودکی رها میشود بسوی قناری ! نمی داند که دل کودک را بشکند یا دل قناری را.......!!!! همراهی خدا با انسان مانند نفس كشیدن است . آرام ، همیشگی و نزدیك ....!هر روز برایت رویایی باشد در دست نه دوردست. عشقی باشد در دل نه در سر .و دلیلی باشد برای زندگی ...
گـلـپــری
آدما از جنس برگند .گاهی سبزند گاهی پائیزن و زردند.زمستون دیده نمیشن. تابستون سایبون سبزند .آدما خیلی قشنگن .حیف كه هر لحظه یه رنگند.
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 21 روز و 3 ساعت و 29 دقيقه قبل توسط موبایل