گـلـپــری
در قفس افتاده ام فکررهايي نيستم دل به عشقت داده ام فکر جدايي نيستم .
گـلـپــری
دهانت بوی سادگی میداد ، از بس سعی کردی کودکیت را ببلعی...
گـلـپــری
کشف اينکه تنها بودن چقدر ميتواند عدم تنهايي و دلتنگي باشد چه شگفتي دوستداشتني است.
گـلـپــری
حالمان بد نيست غم کم مي خوريم کم که نه! هر روز کم کم مي خوريم
گـلـپــری
کشف اينکه تنها بودن چقدر ميتواند عدم تنهايي و دلتنگي باشد چه شگفتي دوستداشتني است.
گـلـپــری
صدها راه برای پند و اندرز دادن وجود دارد اما بیشتر بدترین گونه آن که همان رو راست گفتن است را برمی گزینیم . . .
گـلـپــری
ناتوان ترین آدمیان، آنانی هستند که نیروی بدنی خویش را به رخ دیگران می کشند . . .
گـلـپــری
آنقدر بزرگ و گرفتار شده ایم که یادمان می رود توپمان در حیاط شبها تنها می ترسد ویادمان رفته که مدادهای سیاه و سفید که هرگز تراشیده نشدند پدر مادر ده مداد رنگی دیگر هستند که ما همیشه تراشیده ایم وکوچک شده اند . اما از شما چه پنهان گاهی آنقدر کودک می شوم که یادم میرود بزرگ شده ام و هنوز عروسکهایم سر تاقچه ی زندگیم خاله بازی می کنند ، هنوز در مراسم تدفین گنجشکها شرکت می کنم و باران پا برهنه تمام کودکی را درمن می دود ...
گـلـپــری
هی فلانی زندگی شاید همین باشد یک فریب ساده و کوچک آن هم از دست عزیزی که زندگی را جز برای او وجز با او نمی خواهی !
گـلـپــری
اگه قلبمو شکستی به فدای یک نگاهت این منم چون گل پرپر که نشستم سر راهت تو ببین غبار غم رو که نشسته بر نگاهم اگه من نمردم از عشق تو بدون که رو سیاهم اگه عاشقی یه درده ، چه کسی آن درد رو ندیده تو بگو کدوم عاشق . رنج دوری نکشیده اگه عاشقی گناهه ما همه غرق گناهیم میون این همه آدم . یه غریب و بی پناهیم تو ببین به جرم عشقت . پر پروازمو بستند تو ندیدی من مغرور چه بی صدا شکستم چه بگم وقتی که عاشق . زخمی تیغ هلاکه همه بال و پر زدن هاش رقص مرگی روی خاک
گـلـپــری
دلم می خواد یه آشنا قصه ی پروازو بگه که تشنه ی شنیدنم دلم می خواد گلپونه و نرگس شیراز بیاره هر کی میاد به دیدنم
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 20 روز و 4 ساعت و 45 دقيقه قبل توسط موبایل