دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امیر

تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نیاز،می کشم ناز یکی تا به همه ناز کنم درباره »
امیر
مرد - متاهل
امتیاز: 425

دنبال‌کنندگان

(85 کاربر)

بازدید

امیر
امیر

اگر کسی را نداشتی که به او بیندیشی به آسمان بیندیش ، چون در آسمان کسی هست که به تو می اندیشد .

امیر
امیر

من خدایی دارم، که در این نزدیکی است نه در ان بالاها مهربان، خوب، قشنگ چهره اش نورانیست گاهگاهی سخنی می گوید، با دل کوچک من، ساده تر از سخن ساده من او مرا می فهمد او مرا می خواند، او مرا می خواهد

امیر
امیر

یاس خانم . اینجا تو اهواز من تو محل کار کولر گازی روشن کردم . شما کجایید ؟

امیر
66031_200.jpg امیر

انار....

امیر
5960_248.jpg امیر

عکس / دستشویی اوپن!

امیر
labbayk_ya_imam.jpg امیر

امام خامنه ای

امیر
امیر

وقتی میگیم خدا کند که بیایی شاید او می فرماید خدا کند که بخواهید...

امیر
امیر

صبر کن سهراب! قایقت جا دارد؟ من هم از همهمه ی داغ زمین بیزارم....

امیر
امیر

در زندگی خود چهار چیز را هیچوقت نشکنید: اعتماد، قول، ارتباط و قلب؛ شکسته شدن آنها صدائی ندارد ولی دردناک است . Never break four things in your life: Trust, Promise, Relation & Heart. Because although you may not hear them break, they do hurt a lot.

امیر
13900724185540_PhotoL.jpg امیر

جانم فدای رهبر

امیر
13900723160316_PhotoL.jpg امیر

ما هم عمار تو هستیم

امیر
13900723105409_PhotoL.jpg امیر

هدیه....

امیر
5810_685.jpg امیر

عكس/كوچيكتم آقا! دیدار خانواده‌های شهدا و ایثارگران کرمانشاه با مقام معظم رهبري

امیر
امیر

یک چینی با همسرش اختلاف داشت گفت که با شما نیز در میون بزارم .... مرد گفت : 玉被某日本游戏 商塑造成风尘 زن جواب داد: 无双》里,干脆从刘备关羽张 مرد جواب داد : 无双》里,干脆从刘备关羽张 و زن مجددا جوابش را داد : 反响。原版格林童 话中的血腥描写 بنظرتون حق با کیه؟

امیر
100844_837.jpg امیر

عکس/ آقایان دامن پوش ایرانی!

امیر
امیر

می گویند آن گاه که یوسف در زندان بود، مردی به او گفت: تو را دوست دارم. یوسف گفت: ای جوان مرد! دوستی تو به چه کار من آید؟ از این دوستی مرا به بلا افکنی و خود نیز بلا بینی! پدرم یعقوب، مرا دوست داشت و بر سر این دوستی، او بینایی اش را از دست داد و من به چاه افتادم. زلیخا ادعای دوستی من کرد و به سرزنش مصریان دچار شد و من مدت ها زندانی شدم. اینک! تو تنها خدا را دوست داشته باش، تا نه بلا بینی و نه دردسر بیافرینی