Hamed
شب شب شب شب شب شب شب شب .... اینجا فقط شب است... البته همراه نور یک لامپ کم مصرف.. /
Hamed
میدونید سهم من همیشه از عشق چی بوده؟ ..... همین خنجر ... که همیشه از پشت وارد شده... با اینکه.. ( راه که میروم مدام برمیگردم پشت سرم را نگاه میکنم... دیوانه نیستم.. خنجر از پشت خورده ام ) .. ولی خب... فایده نداره...
Hamed
چقدر من ساده ام.. توی این زندگی... / همیشه خنجر خوردم.. اونم از پشت ..
Hamed
امروز تو میگی.. همش بازی بود .. هرچی که بوده.../. صحنه سازی بود . /
Hamed
چه حرقایی باید شنید و ندید.... چه چیزایی باید ندید و گذشت .. /
Hamed
بیا و شر رگبار رو... دوباره از سرم کم کن .. /
Hamed
تو باورم نکردی.. / چه بی صدا شکستم.. چه ساده دل بریدی ... /