Hamed
حالا که رفتی ؟..... نمیمونم .... تا دیگه برات بخو ن م ...
Hamed
به من نگاه کن... نترس.. من به تو مبتلا شد م .. ...
Hamed
ازم عبور میکنی.. ببین سقوط میکنم ..
Hamed
به موج میزنم. .ببین چه ساده ناخدا شدم ..
Hamed
من الان حس میکنم به خاطر اجلاس سران کوفت نت من 5 روز قطع بود.. الان هم کنده.. اصلا هم اعصاب ندارم... درد بگیرن اصنشم ....
Hamed
نموندی .. گذشتی .. شکستی .. / که آتیش بگیره وجود م ..
Hamed
اینبار ایستادم تا آخرش.. / با کفش آهنی
Hamed
حس گردن شکسته ها رو دارم... به شدت و حدت درد میکنه.. این حدته چیه؟ حدته اصلا.. آخ گردنم ..
Hamed
خب چرا میری رو اعصاب من؟ ..
Hamed
شاید همین حالا ... که من در آن نقطه ایستاده ام .. شاید همین آخرین نقطه باشد .... .