Hessam
دین و مذهب بر ما نزد رخ دلبر ماست/پیش ارباب نظر دین مطهر این است.
Hessam
تا نگرید کودک حلوا فروش....بحر رحمت در نمی آید به جوش
Hessam
شهره شهر مشو تا ننهم سر در کوه......شور شیرین منما تا نکنی فرهادم
Hessam
در میان نکته دانان خود فروشی شرط نیست...یا سخن دانسته گو ای مرد عاقل یا خموش
Hessam
پپسی هم ایستگاه کرده ما رو شبیه..همین پپسی فک کنم ما رو سر کار نذاشته بود که به حول و قوه الهی اون هم به این مهم دست یافت.
Hessam
یک اهل دل که مرهم داغ درون شود.....در هیچ شهر و هیچ ولایت نمانده است
Hessam
آرام و خوش و غمگین،در گوشه دل بنشین...آرام بخوان با او،دل راز نگه دار است
Hessam
یک روز می رانی مرا،روزی صدایم میکنی/فردا اگر دیر آمدم،حتما جوابم میکنی........امروز با خود میبری،تا اوج آن حس غریب/فردا که میبینی مرا از خود جدایم میکنی
Hessam
من خام بودم داغ دوری پخته ام کرد/عمری که پایت سوختم قابل ندارد..........من عاشقی کردم تو اما سرد گفتی/از برف اگر آدم بسازی دل ندارد
Hessam
کارگر خسته ای سکه ای از جیب کت کهنه اش در آورد تا صدقه بدهد.اما ناگهان چشمش به جمله ای خورد و منصرف شد:صدقه عمر را زیاد میکند.
Hessam
خیلی خودمون کم گیر و گور داریم تو زندیگیمون..این خواننده ها هم همچین زار میزنن تو آهنگاشون آدم بدتر گریه اش میگیره.