Hessam
دین و مذهب بر ما نزد رخ دلبر ماست/پیش ارباب نظر دین مطهر این است.
Hessam
تا طاق ابروی بت من تا به تا شد....دردی کشان پیمانه هاشان را شکستند
Hessam
تو پنداری که بد خو رفت و جان برد؟.....حسابش با کرام الکاتبین است
Hessam
دست هر نا اهل بیمارت کند..سوی مادر آ که تیمارت کند
Hessam
ای بسا ابلیس آدم روی هست...پس به هر دستی نباید داد دست
Hessam
در اندرون من خسته دل ندانم کیست...که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
Hessam
توسط پیامک
از فکر من بگذر خیالت تخت باشد // من میتوانم بی تو هم خوشبخت باشم... این من که با هر ضربه ای از پا در آمد // تصمیم دارد بعد از این سرسخت باشد... تصمیم دارد با خودش با کم بسازد // تصمیم دارد هم بسوزد هم بسازد...
Hessam
ای که از کوچه معشوقه ما میگذری....بر حذر باش که سر میشکند دیوارش
Hessam
در شهر یکی کس را هشیار نمی بینم....هر یک بد تر از دیگر،آشفته و دیوانه
Hessam
روزگاری شد که در میخانه خدمت میکنم...در لباس فقر کار اهل دولت میکنم
Hessam
گفتگو آیین درویشی نبود...ور نه با تو ماجرا ها داشتیم