HaMeD
چند نخ سیگار، بطری الکل و چشمان تو ... آنقدر برایت عاشقانه خواهم نوشت تا ازحسادت دوباره عاشق ات شوم
HaMeD
من از برای مصلحت در حبس دنیا ماندهام
حبس از کجا من از کجا مال که را دزدیدهام
HaMeD
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست... هرکسی نغمه خود خوتندو از صحنه رود.... صحنه پیوسته بجاست.... خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد.
HaMeD
خدایا. من نه آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم.... نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی