دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حــامــد

حــامــد
مرد - مجرد
امتیاز: 3264

دنبال‌شدگان

(331 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(391 کاربر)

گروه‌ها

(93 گروه)

بازدید

حــامــد
url.jpg حــامــد

خیلی طول نمیکشه حسرتِ داشتن ِ اون لحظه هایی رو میخوریم که میتونستیم پیش ِ عزیزانمون باشیم ولی پشتِ این سیستمِ لعنتی نشستیمُ عُمرمونُ به پوچی گذروندیم . . .

حــامــد
حــامــد

شـــــناگر بـــودن مـعنـــــا نـــدارد ... بايـــد غــــــــرق شـــد در . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
حــامــد
حــامــد

سيگارش را ميگذارد زير لبش ميگويد : آتيش داري !؟ جواب ميدهم : توي جيبم که نه .... ولي در دلم دارد... به کارت مي آيد . . . !؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
حــامــد
حــامــد

از کـاهِ دوستت دارم های تـو ... کـوهـی مستـحـکـم از سـاختــه ام ... از تیشــه ی هـم کـاری بـر نـمـی آیـد... هرروز دعــای مـی خـوانـم !

حــامــد
حــامــد

نه داشت با خود نه ... خدا هم نبود! ولي... تا رسيد به من چشم دوخت... چيزي شبيه آمد مرا زير و رو کرد . . .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
حــامــد
حــامــد

هیچوقت عاشق متفاوت ترین ها نشو، چون همین متفاوت ترین آدما به متفاوت ترین شیوه را می شکنند . . .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
حــامــد
pju9peji1.jpg حــامــد

بين شادترين مردم دنيا ، در بين 220 كشور جهان... ايران در رتبه 202 است ! . . .

حــامــد
حــامــد

@ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ و @Jangal به درختان جنگل گفتم: شما با اين عظمت چرا از تکه آهني به نام "تبر" مي رنجيد.... درختان گفتند: رنجش ما از تبر نيست... از دسته ي آن است که از جنس خود ماست...!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
حــامــد
حــامــد
در مادر...

ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﺷﺎﻧﺲ ﮔﻔﺘﻦ ﮐﻠﻤﺎﺗﯽ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﮐﻪ ﺑﺮﺧﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺣﺴﺮﺗﺶ ﺭﺍ دارند... ﮐﻠﻤﺎﺗﯽ ﻣﺜﻞ:ﺑﺎﺑﺎ، ﻣﺎﻣﺎﻥ،ﭘﺪﺭﺑﺰﺭگ . . . (ﺁﻟﺒﺮﺕ ﺍﻧﯿﺸﺘﯿﻦ)

این ارسال را بازنشر کرده است.
حــامــد
حــامــد
در مادر...

ناراحت کنار پسرش نشسته بود، پسر به گفت: تو دومين زن زيبايي هستي که تو عمرم ديدم پرسيد: پس اولي کيست ؟ پسر جواب داد : خود تو ، وقتي که لبخند ميزني .... فداي لبخندت ........

این ارسال را بازنشر کرده است.
حــامــد
حــامــد

، به هم که می‌رسند می‌سازند... و . . .

حــامــد
حــامــد
در مادر...

اسم قاشق رو گذاشتی قطار...هواپیما...کشتی .... تا یک لقمه بیشتر بخورم ..! یادت هست مادر؟ شدی خلبان ؛ ملوان ؛ لوکوموتیوران..! می گفتی بخور تا بزرگ بشی قوی بشی ؛ آقا شیره بشی.! و من عادت کردم که هر چیزی را بدون اینکه دوست داشته باشم قورت بدهم حتی بغض های نترکیده ام را . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
حــامــد
حــامــد

این دل به کدام واژه گویم چون شد / کز پرده برون و پرده دیگر گون شد / بگذار بگویمت که از ناگفتن / این قافیه در دل رباعی خون شد

حــامــد
حــامــد

حرف های ماهنوز …‏ تانگاه میکنی وقت رفتن است باز هم همان حدیث همیشگی!‏ پیش ازآنکه باخبر شوی لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود آی…‏ ای دریغ وحسرت همیشگی!‏ ناگهان چقدر زود می شود!‏

حــامــد
حــامــد
در مادر...

@aynor پاهايش درد مي كرد گفت : غذايت را كامل خوردي ؟ من هيچ نگفتم! گفت :كليدت را بردي ؟ من هيچ نگفتم! گفت :تو راه مدرسه مواظب باش من .... همين من لجن ! هيچ نگفتم و رفتم! رو به آسمان كرد و گفت :خدايا به تو سپردمش....... را میگویم...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.