حــامــد
خیلی طول نمیکشه حسرتِ داشتن ِ اون لحظه هایی رو میخوریم که میتونستیم پیش ِ عزیزانمون باشیم ولی پشتِ این سیستمِ لعنتی نشستیمُ عُمرمونُ به پوچی گذروندیم . . .
حــامــد
وفادارى؟ ....... خدا بيامرزدش صداقت؟ .... يادش گرامى غيرت؟ ..... به احترامش يك لحظه سكوت معرفت؟ ..... يابنده پاداش ميگيرد ......مرام؟..... .. قطعه شهدا ......عشق؟ ..... از دم قسط.. واقـــعـــ ـا به کــــــجــ ـــــا چــــنــــ ـیـــــــن شـــــتـــ ــابـــــا ن؟؟
حــامــد
او عاشق هوس بود ومن عاشق خود او بت خیانتش دیگر عشقی در دل من نداشت ولی باز که اورا دیدم لبخند ژکوند بر لب داشت چون هنوز عاشق بود.
حــامــد
ﺳﯿــﺎﻫﯽ ﺯﯾــﺮﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾــﻢ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ..ﺟــﺎﯼ ﭘــﺎﯼ ﺭﻓﺘﻦ ِ " ﺗـــﻮ"ﺳﺖ
حــامــد
آن قدر نفس میکشم تا تمام شود همه آن هوایی که سراغ تورا میگیرد
حــامــد
تلخ منم، همچون چاي سرد که نگاهش کرده باشي ساعات طولاني و ننوشيده باشي ... تلخ منم؛ چاي يخ که هيچکس ندارد هوسش را ...
حــامــد
ایـــن بـــار سیـــگار رابـــکش ازطـرفـــی کـــه مـــی ســـوزد تـــابــــدانــی چـــه میـــکشم...
حــامــد
پیراهنت در باد تکان می خورد این تنها پرچمی ست که دوستش دارم
حــامــد
هر روز...لبخندهای لاغر دخترک را در خود می دید...غمگین شد ...تصمیم گرفت لبخندها را بزرگ جلوه دهد...بزرگ و بزرگ تر...عمیق و عمیق تر...فردا دیگر نه اینه ای بود و نه لبخند زیبایی...اینه صداقتش را به بهای یک لبخند فروخته بود!! که تاوانش... در خود شکستن بود...
حــامــد
قلبم سرشار از تمنا بود.... قلبت سرشار ازنیاز........... دستهایمان دور از هم چیزی کم نداشت.... اما چیزی که زیاد بود سکوت مرگبار نگاهمان بود.... باز هم نگفتی و نگفتم .. هیچ نگفتیم...!!!!!
حــامــد
دلم می خواست زمان را به عقب برگردانم نه برای اینکه کسانی که رفتند را برگردانم ... ...............می خواستم نگذارم که بیایند که نبینم می روند
حــامــد
دخترک به بن بست افکارش رسید، مترسک شد پسرک همچون کلاغ، ترسید،رفت!!! عشق علف هرز شد، ریشه احساس را خشکاند...........! و روزگار عاشقانه ها را دور کاغذی پیچید و دود کرد!!
حــامــد
زمانی می رسد که تو ديگر قادر نيستی بگويی: « جـــــــبــــران ميکنم »
حــامــد
کنــارت هستند. تا کـــی؟ تا وقتـی که به تو احتــیاج دارند. از پیشــت میروند یک روز. کدام روز؟ وقتی کسی جایت آمد. دوستــت دارند. تا چه موقع؟ تا موقعی که کسی دیگر را برای دوســت داشـتن پیــدا کنـند. میگویــند عاشــقت هســتند برای همیشه. نه فقط تا وقتی که نوبت بازی با تو تمام بشه و این است بازیه باهــم بودن.....!
حــامــد
سیگارم را از پنجره می تکانم. دنیای شما، زیر سیگاری من است..
همه اینارو میدونیم اما باز . . . !!
13 سال و 1 ماه و 22 روز و 8 ساعت و 20 دقيقه قبل