حــامــد
خیلی طول نمیکشه حسرتِ داشتن ِ اون لحظه هایی رو میخوریم که میتونستیم پیش ِ عزیزانمون باشیم ولی پشتِ این سیستمِ لعنتی نشستیمُ عُمرمونُ به پوچی گذروندیم . . .
حــامــد
چيز ها ديدم در روي زمين : کودکي ديدم، ماه را بو مي کرد. قفسي بي در ديدم که در آن، روشني پر پر ميزد نردباني که از آن، عشق ميرفت به بام ملکوت .... .و خدايي که در اين نزديکي است : لاي اين شب بوها، پاي آن کاج بلند. روي آگاهي آب، روي قانون گياه .. سهراب سپهري
حــامــد
گفتى: غزل بگو! چه بگویم مجال کو / شیرین من، براى غزل شور و حال کو / پر مى زند دلم به هواى غزل، ولى / گیرم هواى پرزدنم هست، بال کو / گیرم به فال نیک بگیرم بهار را / چشم و دلى براى تماشا و فال کو / تقویم چارفصل دلم را ورق زدم / آن برگ هاى سبز سرآغاز سال کو / رفتیم و پرسش دل ما بى جواب ماند / حال سؤال و حوصله قیل و قال کو
حــامــد
این دل به کدام واژه گویم چون شد / کز پرده برون و پرده دیگر گون شد / بگذار بگویمت که از ناگفتن / این قافیه در دل رباعی خون شد
همه اینارو میدونیم اما باز . . . !!
13 سال و 1 ماه و 25 روز و 3 ساعت و 2 دقيقه قبل