Hami ܓܨܓღ
تنهایی یعنی اینکه این نقاب خندرو فقط شبها تو تخت خواب برداری !!!
Hami ܓܨܓღ
وقتى كه می گى دیگه برای همیشه فراموشش كردى و هیچ احتیاجى بهش ندارى و تمام فحش هاى دنیا رو نصیبش می كنى . . . درست زمانیه كه بیشتر از همیشه دلت براش تنگ شده . . .
Hami ܓܨܓღ
ما که هر وقت رفتیم کبابی ، کباب سفارش دادیم ، یارو سیخِ آماده رو از یخچال در آورد گذاشت رو منقل ، پنکه رو روشن کرد ، سی ثانیه بعدش کباب رو میز بود هر وقتم رفتیم پیتزا و ساندویچ بخوریم ، 45 دقیقه بعد از سفارش منتظر موندیم هی سالاد خوردیم تا غذا برسه خب پس چرا به دومی میگن #"فست فود" آخه ؟!
Hami ܓܨܓღ
حـالـــم بـد نیــسـتــــ ! فقــــطـ شـکســــتــه ام ؛ تـا مـــرز بـی حســـی. . . دلـم لبخـنـد میــخواهــد. . . بـی تظـاهـــــر و از تـــه دل. .
Hami ܓܨܓღ
بیا آخرین شاهكارت را بیبین مجسمـه ای با چـشمانی باز خیره به دور دست شاید شرق شاید غرب مبهوت یك شكست، مغلوب یك اتفاق مصلوب یك عشق، مفعول یك تاوان خرده هایش را باد دارد می برد و او فقط خاطراتش را محكم بغل گرفته... بیا آخرین شاهكارت را بیبین مجسمه ای ساخته ای به نام «من»
Hami ܓܨܓღ
همه چی آرومه / همه چی تأمینه این چقدر خوبه که /قیمتا پایینه! همه چی آرومه /مسولا خوابیدن شک نداری دیگه /تو به اوضاع من همه چی آرومه /من چقدر خوشحالم صد تومن تو جیبم /به خودم می بالم! تو داری می میری /ازچشات معلومه من فقط بیکارم /همه چی آرومه بگو این آرامش /تا ابدپابرجاست بگو از یارانه /این تورم بی جاست
Hami ܓܨܓღ
این روزها حتی اگر خون هم گریه کنی عمق همدردی دیگران با تو یک کلمه است : "آخی" !!!!
Hami ܓܨܓღ
اون تفریحاتی که تو فرجه ی امتحان ها به ذهنم میرسه تو تابستون به ذهنم نمیرسه! یه همچین وضعیتی داریم الان !!
Hami ܓܨܓღ
الان یه مگــس رو مانیتورم ﻧﺸﺴﺘﻪ بود ، ﻣﯿﺨﻮﺍستم ﺑﺎ ﻣﻮﺱ ﺑﮕﯿﺮﻡ ﺑﻨﺪﺍﺯﻣﺶ ﺗﻮ ﺭﯾﺴﺎﯾﮑﻞ ﺑﯿﻦ !
Hami ܓܨܓღ
ظالم باشی بت میگن حیوون! مظلوم باشی میگن حیوونی…
گاهی وقتا ناخواسته میشینی پای حرفای یکی آرومش میکنی انقد آرومش میکنی که همه زندگیشو بهت میگه
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 17 ساعت و 55 دقيقه قبلروز بعد میشینی پای حرفاش کم کم میبنی خیلی درد داره تو زندگی... میشی همدردش...کم کم میبینی هر روز دوس داری باش حرف بزنی... یه مدت میگذره میشه همه زندگیت میشه تمام وجودت...ازت دوره ولی هر لحظه حسش میکنی...همش تو مخته که بری از نزدیک ببینیش دوری هرجفتشونو اذیت میکنه...جفتشون همو دوس دارن ولی خیلی فاصلس بینشون...هر چی تلاش میکنن نزدیک شن ولی دورو دورتر میشن...یکیشون خیلی تلاش میکنه که بهش نزدیک شه... «چه روزی بود» با هزارتا مشکل خونوادرو میپیچونی که بری پیش زندگیت بری پیش عمرت بری پیش همه کست...بلاخره موفق میشه بره پیشش...قم-تهران-ترمینال غرب-مترو-چهارراه ولیعصر-اتوبوس-پارک ساعی...ضربان قلب 1000 از دور میبینیش...استرس زیاد نمیذاره بری جلو...آخ...دلو میزنی به دریا میری جلو...دست دراز میکنی سمتش... دستاشو میاره جلو... هنوز حسش میکنم... اولاش صدات بیرون نمیاد یکم که راه میری ضربان قلب تعادل پیدا میکنه...آخ اون قدمای اول که از پله های پارک میری بالا... میری تو پیاده رو نمیدونی از کجا شروع کنی نمیدونی چی بگی فقط دوس داری نگاش کنی آهنگ صداش قشنگترین موسیقی به گوشته... یه لنز لعنتی چشای خوشگلشو اذیت میکنه چشای خوشگلش هی خیس اشک میشه دل نداری تو چشاش نگاه کنی... باید بریم سراغ لنزاش تو میدون انقلاب بود فک کنم... انقد دوس داری بغلش کنی ولی نمیشه... داغی آفتابو بهونه میکنه که بادستای نازش سرتو دست بکشه بگه قربون سرت برم چقد داغ شده... بعد یکی دو ساعت پیاده روی با عمرت میرسی مغازه عینک فروشی واسه تعویض لنزای لعنتی... بعد از اونجا میریم سمت پارک لاله... آها بستنیم خوردیم...اونجا پرسیدی ادکلنت چیه؟!... (امیدوارم تواَم یادت باشه) رسیدیم پارک لاله... یه صندلی تو سایه یکم خنده شوخی... یکم نگاه های من تو چشاش...یکم خجالتش...یکم شیطنتاش... (آب معدنی یادته) ریختی روصورتم...
دارم اذیت میشم بسه دیگه
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 17 ساعت و 55 دقيقه قبلرسیدیم ته خط ته خط ینی لحظه ی خدافظی با یه دل درد رفتی سمت اتوبوس که سوارش شی وای بغض خفم میکرد مثه الان... خدافظی کردورفت دور شدو دیگه تو دیدم نبود منم داغون رفتم سمت مترو ترمینال غربو قم خونه عمو بهترین روز عمرت زود تموم شد خیلی زود ولی عوضش خاطرش خیلی میمونه به همینش زندم
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 17 ساعت و 54 دقيقه قبلفک کنم 10 ماه یا بیشتر باهم بودیم تموم زندگیم بودو هستو خواهد بود
خیلی اذیتش کردم خیلی
یه جاهایی اشکشم درآوردم ازت معذرت میخوام تو عمرم هیشکسو مثه تو نخواستم اگه یه وقتایی اذیتت کردم از رو تعصبی بود که رو تو داشتم
به هر حال بیخیال الان ته دوستیمونه ینی ته زندگیمه 10 روزه رفتی البته تو میگی من رفتم ولی من هستم تا تهشم هستم واسه همینم هست که میخوام جونمو بدم بهت ثابت کنم تا تهش بودمو تو کم آوردی
اشکایی که ریختیو تلافی کردی 100 برابرشو اشکایی که بخاطر تو ریختمم دوس دارم
نمیتونم زنده باشمو ببینم یکیو جای من ببوسی یکی جای من بغلت باشه
خواستم بگم تو این 10 روز که ازم خبر نگرفتی شبو روزم خوندن اس ام اسامون نگاه کردن عکسامون حموم زیاد رفتم که این اشکا بریزهو سبک شم ولی هنوز سنگینه این دلم...این 10 روز آبرو برام نموند دو سه روز اولشو زدم بیرون (پنجه های مردونه زیر گوشم... خون گوشه لبم)
خدا اون بالا نشستهو شاهده که این پست حرف به حرفش با اشکام بود
آی بند نمیاد لامصب آخ قربون حامی گفتنت برم قربون اوهووووم گفتنت برم قربون زور زدنت برم
خیلی بد کردی باهام حقم نبود نیلو...
دیگه نمیشه ادامه داد...
همیشه عشقم میمونی...
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 17 ساعت و 54 دقيقه قبل