Hami ܓܨܓღ
heeeeeeeeeeeey kash yekio dashtim ba ham miraftim biron pokidam to khone
Hami ܓܨܓღ
خداحافظی به سبک ایرانی ( طنز واقعی )
Hami ܓܨܓღ
تو که از اولشم جای من یکی دیگه توی قلبت بود نگو به من که توهرکاری کردی درسته نگو حقت بود تو که از اسمم و عشقم و حسم وقلبم دلتو کندی به چشای منه ساده ی بی کس تنها داری میخندی همیشه دروغ میگفتی واسه من میمیری بگو عاشقم نبودی تو که داری میری بخدا همش دروغه که منو دوست داری…بگو دوستم داری تو که روی قلب من اینجوری پا میزاری… بگو بگو بگو بگو این دروغ دوست داشتنی و این بارم باز بگو بی تو میمیرم بگو دوست دارم من که این همه دروغ تورو باور کردم…بگو دوستم داری یه دفعه دیگه بگو بگو که بر میگردم…بگو بگو بگو توکه از اون همه حرفهایی که به تو گفتم چیزی یادت نیست توکه میزاری میری و من اینجا میمونم باچشای خیس تویی که ازم گذشتن آسونه واست،واست بازیچم چجوری بهم میگفتی مثل قدیما عاشقت میشم همیشه دروغ میگفتی واسه من میمیری بگو عاشقم نبودی تو که داری میری بخدا همش دروغه که منو دوست داری…بگو دوستم داری تو که روی قلب من اینجوری پا میزاری…بگو بگو بگو بگو این دروغ دوست داشتنی و این بارم باز بگو بی تو میمیرم بگو دوست دارم من که این همه دروغ تورو باور کردم ….بگو دوسم داری/مرتضی پاشایی
Hami ܓܨܓღ
میگن هیچ عشقی تو دنیا
مثل عشق اولین نیست
میگذره یه عمری اما
از خیالت رفتنی نیست
داغ عشق هیچکی مثل
اون که پس میزنتت نیست
چه بده تنها شی وقتی
هیچکسی همقدمت نیست
چقده سخته بدونی
اون که میخوایش نمیمونه
که دلش یه جای دیگه ست و همه وجودش مال اونه
چه بده برای اون که
جون میدی غریبه باشی
بگی میخوام با تو باشم
بگه میخوام که نباشی
Hami ܓܨܓღ
یه رابطه از اونجایی خراب میشه که تو ناراحتش کنی و یکی دیگه آرومش . . .
Hami ܓܨܓღ
میسوزم و همه اش تقصیر توست آنهمه فکر عاشقانه هیزم شدند برای آتش سوختنم!!!
گاهی وقتا ناخواسته میشینی پای حرفای یکی آرومش میکنی انقد آرومش میکنی که همه زندگیشو بهت میگه
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 6 ساعت و 59 دقيقه قبلروز بعد میشینی پای حرفاش کم کم میبنی خیلی درد داره تو زندگی... میشی همدردش...کم کم میبینی هر روز دوس داری باش حرف بزنی... یه مدت میگذره میشه همه زندگیت میشه تمام وجودت...ازت دوره ولی هر لحظه حسش میکنی...همش تو مخته که بری از نزدیک ببینیش دوری هرجفتشونو اذیت میکنه...جفتشون همو دوس دارن ولی خیلی فاصلس بینشون...هر چی تلاش میکنن نزدیک شن ولی دورو دورتر میشن...یکیشون خیلی تلاش میکنه که بهش نزدیک شه... «چه روزی بود» با هزارتا مشکل خونوادرو میپیچونی که بری پیش زندگیت بری پیش عمرت بری پیش همه کست...بلاخره موفق میشه بره پیشش...قم-تهران-ترمینال غرب-مترو-چهارراه ولیعصر-اتوبوس-پارک ساعی...ضربان قلب 1000 از دور میبینیش...استرس زیاد نمیذاره بری جلو...آخ...دلو میزنی به دریا میری جلو...دست دراز میکنی سمتش... دستاشو میاره جلو... هنوز حسش میکنم... اولاش صدات بیرون نمیاد یکم که راه میری ضربان قلب تعادل پیدا میکنه...آخ اون قدمای اول که از پله های پارک میری بالا... میری تو پیاده رو نمیدونی از کجا شروع کنی نمیدونی چی بگی فقط دوس داری نگاش کنی آهنگ صداش قشنگترین موسیقی به گوشته... یه لنز لعنتی چشای خوشگلشو اذیت میکنه چشای خوشگلش هی خیس اشک میشه دل نداری تو چشاش نگاه کنی... باید بریم سراغ لنزاش تو میدون انقلاب بود فک کنم... انقد دوس داری بغلش کنی ولی نمیشه... داغی آفتابو بهونه میکنه که بادستای نازش سرتو دست بکشه بگه قربون سرت برم چقد داغ شده... بعد یکی دو ساعت پیاده روی با عمرت میرسی مغازه عینک فروشی واسه تعویض لنزای لعنتی... بعد از اونجا میریم سمت پارک لاله... آها بستنیم خوردیم...اونجا پرسیدی ادکلنت چیه؟!... (امیدوارم تواَم یادت باشه) رسیدیم پارک لاله... یه صندلی تو سایه یکم خنده شوخی... یکم نگاه های من تو چشاش...یکم خجالتش...یکم شیطنتاش... (آب معدنی یادته) ریختی روصورتم...
دارم اذیت میشم بسه دیگه
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 6 ساعت و 59 دقيقه قبلرسیدیم ته خط ته خط ینی لحظه ی خدافظی با یه دل درد رفتی سمت اتوبوس که سوارش شی وای بغض خفم میکرد مثه الان... خدافظی کردورفت دور شدو دیگه تو دیدم نبود منم داغون رفتم سمت مترو ترمینال غربو قم خونه عمو بهترین روز عمرت زود تموم شد خیلی زود ولی عوضش خاطرش خیلی میمونه به همینش زندم
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 6 ساعت و 59 دقيقه قبلفک کنم 10 ماه یا بیشتر باهم بودیم تموم زندگیم بودو هستو خواهد بود
خیلی اذیتش کردم خیلی
یه جاهایی اشکشم درآوردم ازت معذرت میخوام تو عمرم هیشکسو مثه تو نخواستم اگه یه وقتایی اذیتت کردم از رو تعصبی بود که رو تو داشتم
به هر حال بیخیال الان ته دوستیمونه ینی ته زندگیمه 10 روزه رفتی البته تو میگی من رفتم ولی من هستم تا تهشم هستم واسه همینم هست که میخوام جونمو بدم بهت ثابت کنم تا تهش بودمو تو کم آوردی
اشکایی که ریختیو تلافی کردی 100 برابرشو اشکایی که بخاطر تو ریختمم دوس دارم
نمیتونم زنده باشمو ببینم یکیو جای من ببوسی یکی جای من بغلت باشه
خواستم بگم تو این 10 روز که ازم خبر نگرفتی شبو روزم خوندن اس ام اسامون نگاه کردن عکسامون حموم زیاد رفتم که این اشکا بریزهو سبک شم ولی هنوز سنگینه این دلم...این 10 روز آبرو برام نموند دو سه روز اولشو زدم بیرون (پنجه های مردونه زیر گوشم... خون گوشه لبم)
خدا اون بالا نشستهو شاهده که این پست حرف به حرفش با اشکام بود
آی بند نمیاد لامصب آخ قربون حامی گفتنت برم قربون اوهووووم گفتنت برم قربون زور زدنت برم
خیلی بد کردی باهام حقم نبود نیلو...
دیگه نمیشه ادامه داد...
همیشه عشقم میمونی...
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 6 ساعت و 59 دقيقه قبل