Hami ܓܨܓღ
تمام کوچه ها دفترم شده کوچه ؛ دفتر شعر من ! تمام خاطرم شده وقتی دل تنگ نبودنت می شوم دوباره کوچه ها را مرور میکنم ........
Hami ܓܨܓღ
به روزها اعتماد نکن ! روزها به فصل که می رسند رنگ عوض می کنند ! با شب بمان ! شب گرچه تاریک است ! اما همیشه یک رنگ است !
Hami ܓܨܓღ
بیـا جایمان را عوض کنیم ، شعر های من عُرضه نداشتند تــو را عاشق کنند این بار تــو شعر بگو تا من برایت عاشقی کنم ...
Hami ܓܨܓღ
بی تو تمام شعرهای باران رگباری بیش نیست تو که باشی معنی تک تک غزلهایش "بوسیدن" است . چیزی نگو مثل آن بهار چند سال پیش دارد باران می بارد ....
Hami ܓܨܓღ
چقدر اینجا تاریک است ... چراغها خاموشند یا ماه پشت ابر است ؟ نه ! هیچ کدام ..!! چشمهای توست که بسته اند .....!!
Hami ܓܨܓღ
منتظرم همیشه ، منتظرم ... منتظرم که بیایی .... منتظرم که نگاهم کنی .... منتظرم که معجزه همه زندگیم شوی ... یعنی میشود از همین راهی که من همیشه منتظرم ، یکروز تو بیایی ....؟؟؟
Hami ܓܨܓღ
هر چه داشتم رو کردم اما تو اسیر نشدی سیر شدی . .........
Hami ܓܨܓღ
رد پای کسی که آرامشم را بهم زد دنبال کردم، به خودم رسیدم..
Hami ܓܨܓღ
صبرکردن سخت است وفراموش کردن دردناک, اما از اين دو سخت تر اين است که نداني بايد صبرکني يا فراموش
Hami ܓܨܓღ
بعضی ها آلزایمر عشقی دارند خیلی زود از یاد می برند تمام دوستت دارم گفتن هایشان را !
Hami ܓܨܓღ
داشته هایت را برای بعضی ها قشنگ تر از آنچه هست٬ بازگو مکن غصه می خورند
Hami ܓܨܓღ
vaghte namaze to ro khoda 2am konin
Hami ܓܨܓღ
ازتمام دنیا یک صبح سرد یک چای داغ و یک صبح به خیر تـــو... برایم کافی ست
Hami ܓܨܓღ
عشقو بايد باور کرد... بوسه رو بايد حس کرد... احساسو بايد لمس کرد... اما دوستت دارم رو بايد.............ثابت کرد
Hami ܓܨܓღ
از "دوستت دارم" ها خسته ام ، دوستم داشته باش
گاهی وقتا ناخواسته میشینی پای حرفای یکی آرومش میکنی انقد آرومش میکنی که همه زندگیشو بهت میگه
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 6 ساعت و 18 دقيقه قبلروز بعد میشینی پای حرفاش کم کم میبنی خیلی درد داره تو زندگی... میشی همدردش...کم کم میبینی هر روز دوس داری باش حرف بزنی... یه مدت میگذره میشه همه زندگیت میشه تمام وجودت...ازت دوره ولی هر لحظه حسش میکنی...همش تو مخته که بری از نزدیک ببینیش دوری هرجفتشونو اذیت میکنه...جفتشون همو دوس دارن ولی خیلی فاصلس بینشون...هر چی تلاش میکنن نزدیک شن ولی دورو دورتر میشن...یکیشون خیلی تلاش میکنه که بهش نزدیک شه... «چه روزی بود» با هزارتا مشکل خونوادرو میپیچونی که بری پیش زندگیت بری پیش عمرت بری پیش همه کست...بلاخره موفق میشه بره پیشش...قم-تهران-ترمینال غرب-مترو-چهارراه ولیعصر-اتوبوس-پارک ساعی...ضربان قلب 1000 از دور میبینیش...استرس زیاد نمیذاره بری جلو...آخ...دلو میزنی به دریا میری جلو...دست دراز میکنی سمتش... دستاشو میاره جلو... هنوز حسش میکنم... اولاش صدات بیرون نمیاد یکم که راه میری ضربان قلب تعادل پیدا میکنه...آخ اون قدمای اول که از پله های پارک میری بالا... میری تو پیاده رو نمیدونی از کجا شروع کنی نمیدونی چی بگی فقط دوس داری نگاش کنی آهنگ صداش قشنگترین موسیقی به گوشته... یه لنز لعنتی چشای خوشگلشو اذیت میکنه چشای خوشگلش هی خیس اشک میشه دل نداری تو چشاش نگاه کنی... باید بریم سراغ لنزاش تو میدون انقلاب بود فک کنم... انقد دوس داری بغلش کنی ولی نمیشه... داغی آفتابو بهونه میکنه که بادستای نازش سرتو دست بکشه بگه قربون سرت برم چقد داغ شده... بعد یکی دو ساعت پیاده روی با عمرت میرسی مغازه عینک فروشی واسه تعویض لنزای لعنتی... بعد از اونجا میریم سمت پارک لاله... آها بستنیم خوردیم...اونجا پرسیدی ادکلنت چیه؟!... (امیدوارم تواَم یادت باشه) رسیدیم پارک لاله... یه صندلی تو سایه یکم خنده شوخی... یکم نگاه های من تو چشاش...یکم خجالتش...یکم شیطنتاش... (آب معدنی یادته) ریختی روصورتم...
دارم اذیت میشم بسه دیگه
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 6 ساعت و 18 دقيقه قبلرسیدیم ته خط ته خط ینی لحظه ی خدافظی با یه دل درد رفتی سمت اتوبوس که سوارش شی وای بغض خفم میکرد مثه الان... خدافظی کردورفت دور شدو دیگه تو دیدم نبود منم داغون رفتم سمت مترو ترمینال غربو قم خونه عمو بهترین روز عمرت زود تموم شد خیلی زود ولی عوضش خاطرش خیلی میمونه به همینش زندم
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 6 ساعت و 18 دقيقه قبلفک کنم 10 ماه یا بیشتر باهم بودیم تموم زندگیم بودو هستو خواهد بود
خیلی اذیتش کردم خیلی
یه جاهایی اشکشم درآوردم ازت معذرت میخوام تو عمرم هیشکسو مثه تو نخواستم اگه یه وقتایی اذیتت کردم از رو تعصبی بود که رو تو داشتم
به هر حال بیخیال الان ته دوستیمونه ینی ته زندگیمه 10 روزه رفتی البته تو میگی من رفتم ولی من هستم تا تهشم هستم واسه همینم هست که میخوام جونمو بدم بهت ثابت کنم تا تهش بودمو تو کم آوردی
اشکایی که ریختیو تلافی کردی 100 برابرشو اشکایی که بخاطر تو ریختمم دوس دارم
نمیتونم زنده باشمو ببینم یکیو جای من ببوسی یکی جای من بغلت باشه
خواستم بگم تو این 10 روز که ازم خبر نگرفتی شبو روزم خوندن اس ام اسامون نگاه کردن عکسامون حموم زیاد رفتم که این اشکا بریزهو سبک شم ولی هنوز سنگینه این دلم...این 10 روز آبرو برام نموند دو سه روز اولشو زدم بیرون (پنجه های مردونه زیر گوشم... خون گوشه لبم)
خدا اون بالا نشستهو شاهده که این پست حرف به حرفش با اشکام بود
آی بند نمیاد لامصب آخ قربون حامی گفتنت برم قربون اوهووووم گفتنت برم قربون زور زدنت برم
خیلی بد کردی باهام حقم نبود نیلو...
دیگه نمیشه ادامه داد...
همیشه عشقم میمونی...
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 6 ساعت و 17 دقيقه قبل