Hami ܓܨܓღ
گاهی دلم از هرچه آدم است میگیرد گاهی دلم دو کلمه حرف مهربانانه می خواهد نه به شکل دوستت دارم و نه به شکل بی تو میمیرم ،ساده شاید مثل :دلتنگ نباش فردا روز دیگریست
Hami ܓܨܓღ
هیچ وقت تو اتاقها تو گوشه ها دنبال کسی که داره از درون می میره نگرد اون رو می تونی تو یه جمع بزرگ پیدا کنی وقتی داره بقیه رو می خندونه..
Hami ܓܨܓღ
یه وقتايي لازم نيست حرفي زده شه بين دو نفر همين که دستِت رُ آروم بگيره يه فشار کوچيک بده اين يعني من هستم تا آخرش ... همين کافيه
Hami ܓܨܓღ
بهم می گفت که مثل هیچکس نیست می گفت توی نگاهش خار و خس نیست می گفت طاقت نمیاره نباشم می گفت از فکرشم می میره که فکر کنه از دنیاش جدا شم اینا رو اون بهم گفت دروغ گفت
Hami ܓܨܓღ
ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﻟﻜﻞ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺑﭙﺮﻩ... ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﺳﺖ ﻣﯽ ﻣﻮﻧﻪ ﻭ دمار از روزگارت در میاره ♥
Hami ܓܨܓღ
لبهایت طعم سیگار میداد ! و من میدانستم که تو سیگار نمیکشی...!!! ♥
Hami ܓܨܓღ
سلامتي اون پدري که بعد مدتها با دست پر مياد خونه ..همه شادن اون درد ميکشه.. دختر و پسرش اوميدوار ميشن به آينده و اون پهلوشو فشار ميده.... راستي الان قيمت کليه يه پدر ..يه مرد چنده.؟؟؟؟؟
Hami ܓܨܓღ
با تو که حرف میزنم صدامو صاف میکنم .. دارم به زیبایی تو باز اعتراف میکنم .. با تو که حرف میزنم آیــــــنده من روشنه !!!
Hami ܓܨܓღ
تو رو با دنیا عوض نمیکنم /تو رو به سادگی از دست نمیدم دلی که گذاشتی پای عشق من /دیگه حتی به خودت پس نمیدم این روزا هر کسی میرسه میگه / این دوتا چقد خوبن با همدیگه عشقه بین من و تو موندنیه /هر چی که از تو باشه خوندنیه
Hami ܓܨܓღ
بــراے اینــ ـ کـه هنـ ـ ـوز بــ ـه تــ ـ ـو فکـر مےکنـم... هنـ ـ ـوز نگـ ـ ـرانـتـ مےشـوم هنـ ـ ـوز دلتنگـت مےشـوم و هنـ ـ ـوز ♥دوسـتـتـ ـ ـ♥ دارم از خــ ـ ودم متـــنـفّـ ـ ـرم !!!
Hami ܓܨܓღ
یکی نیست به این دل بگه...!!! وقتی اون تورو نمی خواد...... تو چه اصراری به خواستن داری؟!!!
Hami ܓܨܓღ
خدايا دستهايم را بگيـــر، به خودت سوگند خيلي بي پناهم...!
گاهی وقتا ناخواسته میشینی پای حرفای یکی آرومش میکنی انقد آرومش میکنی که همه زندگیشو بهت میگه
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 4 ساعت و 35 دقيقه قبلروز بعد میشینی پای حرفاش کم کم میبنی خیلی درد داره تو زندگی... میشی همدردش...کم کم میبینی هر روز دوس داری باش حرف بزنی... یه مدت میگذره میشه همه زندگیت میشه تمام وجودت...ازت دوره ولی هر لحظه حسش میکنی...همش تو مخته که بری از نزدیک ببینیش دوری هرجفتشونو اذیت میکنه...جفتشون همو دوس دارن ولی خیلی فاصلس بینشون...هر چی تلاش میکنن نزدیک شن ولی دورو دورتر میشن...یکیشون خیلی تلاش میکنه که بهش نزدیک شه... «چه روزی بود» با هزارتا مشکل خونوادرو میپیچونی که بری پیش زندگیت بری پیش عمرت بری پیش همه کست...بلاخره موفق میشه بره پیشش...قم-تهران-ترمینال غرب-مترو-چهارراه ولیعصر-اتوبوس-پارک ساعی...ضربان قلب 1000 از دور میبینیش...استرس زیاد نمیذاره بری جلو...آخ...دلو میزنی به دریا میری جلو...دست دراز میکنی سمتش... دستاشو میاره جلو... هنوز حسش میکنم... اولاش صدات بیرون نمیاد یکم که راه میری ضربان قلب تعادل پیدا میکنه...آخ اون قدمای اول که از پله های پارک میری بالا... میری تو پیاده رو نمیدونی از کجا شروع کنی نمیدونی چی بگی فقط دوس داری نگاش کنی آهنگ صداش قشنگترین موسیقی به گوشته... یه لنز لعنتی چشای خوشگلشو اذیت میکنه چشای خوشگلش هی خیس اشک میشه دل نداری تو چشاش نگاه کنی... باید بریم سراغ لنزاش تو میدون انقلاب بود فک کنم... انقد دوس داری بغلش کنی ولی نمیشه... داغی آفتابو بهونه میکنه که بادستای نازش سرتو دست بکشه بگه قربون سرت برم چقد داغ شده... بعد یکی دو ساعت پیاده روی با عمرت میرسی مغازه عینک فروشی واسه تعویض لنزای لعنتی... بعد از اونجا میریم سمت پارک لاله... آها بستنیم خوردیم...اونجا پرسیدی ادکلنت چیه؟!... (امیدوارم تواَم یادت باشه) رسیدیم پارک لاله... یه صندلی تو سایه یکم خنده شوخی... یکم نگاه های من تو چشاش...یکم خجالتش...یکم شیطنتاش... (آب معدنی یادته) ریختی روصورتم...
دارم اذیت میشم بسه دیگه
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 4 ساعت و 35 دقيقه قبلرسیدیم ته خط ته خط ینی لحظه ی خدافظی با یه دل درد رفتی سمت اتوبوس که سوارش شی وای بغض خفم میکرد مثه الان... خدافظی کردورفت دور شدو دیگه تو دیدم نبود منم داغون رفتم سمت مترو ترمینال غربو قم خونه عمو بهترین روز عمرت زود تموم شد خیلی زود ولی عوضش خاطرش خیلی میمونه به همینش زندم
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 4 ساعت و 35 دقيقه قبلفک کنم 10 ماه یا بیشتر باهم بودیم تموم زندگیم بودو هستو خواهد بود
خیلی اذیتش کردم خیلی
یه جاهایی اشکشم درآوردم ازت معذرت میخوام تو عمرم هیشکسو مثه تو نخواستم اگه یه وقتایی اذیتت کردم از رو تعصبی بود که رو تو داشتم
به هر حال بیخیال الان ته دوستیمونه ینی ته زندگیمه 10 روزه رفتی البته تو میگی من رفتم ولی من هستم تا تهشم هستم واسه همینم هست که میخوام جونمو بدم بهت ثابت کنم تا تهش بودمو تو کم آوردی
اشکایی که ریختیو تلافی کردی 100 برابرشو اشکایی که بخاطر تو ریختمم دوس دارم
نمیتونم زنده باشمو ببینم یکیو جای من ببوسی یکی جای من بغلت باشه
خواستم بگم تو این 10 روز که ازم خبر نگرفتی شبو روزم خوندن اس ام اسامون نگاه کردن عکسامون حموم زیاد رفتم که این اشکا بریزهو سبک شم ولی هنوز سنگینه این دلم...این 10 روز آبرو برام نموند دو سه روز اولشو زدم بیرون (پنجه های مردونه زیر گوشم... خون گوشه لبم)
خدا اون بالا نشستهو شاهده که این پست حرف به حرفش با اشکام بود
آی بند نمیاد لامصب آخ قربون حامی گفتنت برم قربون اوهووووم گفتنت برم قربون زور زدنت برم
خیلی بد کردی باهام حقم نبود نیلو...
دیگه نمیشه ادامه داد...
همیشه عشقم میمونی...
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 4 ساعت و 34 دقيقه قبل