Hami ܓܨܓღ
. همبازی هایمان راتا وقتی دوست داریم....که خوب ببازند...
Hami ܓܨܓღ
دوست داشتن ساده است باورکردنش سخت! توساده باور کن که من سخت دوستت دارم
Hami ܓܨܓღ
لجم میگیرد
وقتی عاشقانه هایم رامینویسم برای تو!
اما همه میخوانند الا
Hami ܓܨܓღ
شاید فاصله ها بتواند جسم ها و نگاهها را از هم دور کند،ولی قدرت این را ندارد که قلبها و یادها را از هم جدا کند
Hami ܓܨܓღ
مهربانیت آنقدر زیباست كه سنجاقكى بدون ترس روى كف دستت آب خواهد خورد....
Hami ܓܨܓღ
از روزهای تکراری استفاده ای غیرتکراری کنید! شاید هدف از اینهمه تکرار همین باشد...
Hami ܓܨܓღ
گاه سکوت یک دوست بسی معنا دارد و تو می آموزی که همیشه بودن درفریاد نیست
Hami ܓܨܓღ
وقتى حرمتها شكسته میشود، ببخشید گفتن ها سودى ندارد.... سكوت كن!!
Hami ܓܨܓღ
جواب بعضى حرفا فقط یه نفس عمیقه، بذارتو دلت بمونه اینجورى قشنگ تره
Hami ܓܨܓღ
احتیاج به مستى نیست,! یك استكان چاى هم دیوانه ام میكند وقتى میزبان چشمان توباشم....
Hami ܓܨܓღ
از زمین خوردن كسى شاد مشو كه نمی دانى گردش روزگار براى تو چه در آستین دارد. امام على (ع)
Hami ܓܨܓღ
. میخوام به سردی شبهام بخندم،میخوام به پوچی فردام بخندم،وقتی میبینمت با دیگرونی:تو اوج گریه هام میخوام بخندم،میخوام داد بزنم تنهای تنهام،میخوام وقتی میگم تنهام بخندم
Hami ܓܨܓღ
زندگی تنها عبور نفس ها نیست، تداعى لحظه هایى است که بیاد عزیزان میگذرد
Hami ܓܨܓღ
شاید زمانهای كمی كنارت باشم اما زمانهای زیادی را بیادتم شاید همیشه
Hami ܓܨܓღ
این هم از یک عمر مستی کردنم،سالها شبنم پرستی کردنم،ای دلم زهر جدایی را بخور، چوب عمری بی وفایی را بخور،ای دلم دیدی که ماتت کرد و رفت،خنده ای بر خاطراتت کرد و رفت:من که گفتم این بهار افسردنی ست:من که گفتم این پرستو رفتنی ست:آه عجب کاری بدستم داد دل، هم شکستو هم شکستم داد دل
گاهی وقتا ناخواسته میشینی پای حرفای یکی آرومش میکنی انقد آرومش میکنی که همه زندگیشو بهت میگه
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 18 ساعت و 46 دقيقه قبلروز بعد میشینی پای حرفاش کم کم میبنی خیلی درد داره تو زندگی... میشی همدردش...کم کم میبینی هر روز دوس داری باش حرف بزنی... یه مدت میگذره میشه همه زندگیت میشه تمام وجودت...ازت دوره ولی هر لحظه حسش میکنی...همش تو مخته که بری از نزدیک ببینیش دوری هرجفتشونو اذیت میکنه...جفتشون همو دوس دارن ولی خیلی فاصلس بینشون...هر چی تلاش میکنن نزدیک شن ولی دورو دورتر میشن...یکیشون خیلی تلاش میکنه که بهش نزدیک شه... «چه روزی بود» با هزارتا مشکل خونوادرو میپیچونی که بری پیش زندگیت بری پیش عمرت بری پیش همه کست...بلاخره موفق میشه بره پیشش...قم-تهران-ترمینال غرب-مترو-چهارراه ولیعصر-اتوبوس-پارک ساعی...ضربان قلب 1000 از دور میبینیش...استرس زیاد نمیذاره بری جلو...آخ...دلو میزنی به دریا میری جلو...دست دراز میکنی سمتش... دستاشو میاره جلو... هنوز حسش میکنم... اولاش صدات بیرون نمیاد یکم که راه میری ضربان قلب تعادل پیدا میکنه...آخ اون قدمای اول که از پله های پارک میری بالا... میری تو پیاده رو نمیدونی از کجا شروع کنی نمیدونی چی بگی فقط دوس داری نگاش کنی آهنگ صداش قشنگترین موسیقی به گوشته... یه لنز لعنتی چشای خوشگلشو اذیت میکنه چشای خوشگلش هی خیس اشک میشه دل نداری تو چشاش نگاه کنی... باید بریم سراغ لنزاش تو میدون انقلاب بود فک کنم... انقد دوس داری بغلش کنی ولی نمیشه... داغی آفتابو بهونه میکنه که بادستای نازش سرتو دست بکشه بگه قربون سرت برم چقد داغ شده... بعد یکی دو ساعت پیاده روی با عمرت میرسی مغازه عینک فروشی واسه تعویض لنزای لعنتی... بعد از اونجا میریم سمت پارک لاله... آها بستنیم خوردیم...اونجا پرسیدی ادکلنت چیه؟!... (امیدوارم تواَم یادت باشه) رسیدیم پارک لاله... یه صندلی تو سایه یکم خنده شوخی... یکم نگاه های من تو چشاش...یکم خجالتش...یکم شیطنتاش... (آب معدنی یادته) ریختی روصورتم...
دارم اذیت میشم بسه دیگه
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 18 ساعت و 46 دقيقه قبلرسیدیم ته خط ته خط ینی لحظه ی خدافظی با یه دل درد رفتی سمت اتوبوس که سوارش شی وای بغض خفم میکرد مثه الان... خدافظی کردورفت دور شدو دیگه تو دیدم نبود منم داغون رفتم سمت مترو ترمینال غربو قم خونه عمو بهترین روز عمرت زود تموم شد خیلی زود ولی عوضش خاطرش خیلی میمونه به همینش زندم
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 18 ساعت و 46 دقيقه قبلفک کنم 10 ماه یا بیشتر باهم بودیم تموم زندگیم بودو هستو خواهد بود
خیلی اذیتش کردم خیلی
یه جاهایی اشکشم درآوردم ازت معذرت میخوام تو عمرم هیشکسو مثه تو نخواستم اگه یه وقتایی اذیتت کردم از رو تعصبی بود که رو تو داشتم
به هر حال بیخیال الان ته دوستیمونه ینی ته زندگیمه 10 روزه رفتی البته تو میگی من رفتم ولی من هستم تا تهشم هستم واسه همینم هست که میخوام جونمو بدم بهت ثابت کنم تا تهش بودمو تو کم آوردی
اشکایی که ریختیو تلافی کردی 100 برابرشو اشکایی که بخاطر تو ریختمم دوس دارم
نمیتونم زنده باشمو ببینم یکیو جای من ببوسی یکی جای من بغلت باشه
خواستم بگم تو این 10 روز که ازم خبر نگرفتی شبو روزم خوندن اس ام اسامون نگاه کردن عکسامون حموم زیاد رفتم که این اشکا بریزهو سبک شم ولی هنوز سنگینه این دلم...این 10 روز آبرو برام نموند دو سه روز اولشو زدم بیرون (پنجه های مردونه زیر گوشم... خون گوشه لبم)
خدا اون بالا نشستهو شاهده که این پست حرف به حرفش با اشکام بود
آی بند نمیاد لامصب آخ قربون حامی گفتنت برم قربون اوهووووم گفتنت برم قربون زور زدنت برم
خیلی بد کردی باهام حقم نبود نیلو...
دیگه نمیشه ادامه داد...
همیشه عشقم میمونی...
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 18 ساعت و 45 دقيقه قبل