hamed
ین روزهــــا زیادی ساکتــــ شده ام حرفــــ هایم نمی دانم چــــرا به جای گلــــو ، از چشــــم هایم بیرونــــ می آیند . . .
hamed
حالم را پرسیدند ! گفتم رو به راهم... اما هیچکس نفهمید رو به کدام راهم !!!
hamed
این سرها ،،این خوابها ...آغوش ..می خواهد ...نه سنگ!!!! من که خدا نیستم. اما تو خدایی حتما میدانی و این عدالت است!!؟؟ به من یاد داده اند که نباید ناشکری کرد و خدا خودش میداند. پس خاموش میشوم تو به عدالتت برس من هم به بندگی و اطاعت از تو
hamed
بگذریـــــــــم! ... آنقدر این کلمه را به کار بردم که حتی نوبت من هم میشود, می گویم : بگـــذریم
hamed
من یک ماهی کوچکم که توی قلب شیشه ای دل تو زندگی می کنم، می دونی اگه دلت بشکنه من می میرم؟
hamed
بیــــا جایمــــانــــ را با هــــم عــــوض کنیم دلــــم،لکــــ زده برای اینکه کسیــــ عاشــــقم باشــــد!
hamed
عاشق شدم و عذاب را فهمیدم / رنجیدن و اضطراب را فهمیدم در چشم تو عشق را ندیدم اما / معنای دل کباب را فهمیدم هر روز خطاهای تو را بخشیدم / تا بخشش بی حساب را بخشیدم . .
hamed
كاش می دانستی چشم هایم زشكوفایی عشق تو فقط می خواند كاش می دانستی عشق من معجزه نیست عشق من رنگ حقیقت دارد اشك هایم به تمنای نگاه تو فقط می بارد كاش می دانستی پسری هست كه احساس تو را می فهمد پسری از تب عشق تو دلش می گیرد پسری از غمت امشب به خدا می میرد كاش می دانستی تو فقط مال منی تو فقط مال همین قلب پر از احساس منی شب من با تو سحر خواهد شد تو نمی دانی من چه قدر عشق تو را می خواهم تو صدا كن من را
hamed
"دلگیر نشدن، کار آسانی نیست. ظرفیت میخواهد. هرکس که گفت «من ابداً دلگیر نمیشوم» بدان که از ارتفاع دلگیری محض میگوید".