حامد ♥
تنها گنجی که جستجو کردن آن به زحمتش می ارزد دوست واقعیست....
حامد ♥
برای همه خوب باش،اونکه فهمید همیشه کنارت و بیادت...اونکه نفهمید یه روز میفهمه که دیره و فقط دلش برای خوبیات تنگ میشه....
حامد ♥
پروردگارا در روزهاي پايانى سال به خواب دوستانم، آرامش /به بیداریشان، آسایش/ به زندگیشان، عافیت /به عشقشان، ثبات/ به مهرشان، وفا /به عمرشان، عزت/ به رزقشان، بركت/ و به وجودشان، صحت عطا بفرما.
حامد ♥
امروز اي ناز ، چه دلتنگ نگاهت شده ام... باز اي مونس جان چشم به راهت شده ام ...برق چشمان تو امروز به سکوتم خنديد...چونکه ديوانه ي آن چهره ماهت شده ام...
حامد ♥
لیوان آب ماله قدیما بود ! تو این دوره زمونه باید بگید : موس دستته بزار زمین بیا کار مهم دارم !!!!!!!!!!!!!!!!!
حامد ♥
ایا میدانید در خانه ما شام به قدری درست میشود که فردا ظهر هم ادامه اش رو بخوریم !؟
حامد ♥
ایــنـجـــــــا … دســت هــر کـــس را کــه مـیـگـیــــری بــرای {بـلـنــــد شـــدن} آمـــاده مــی شــــود بــرای {ســـوار شــــدن} … !
حامد ♥
یکی از گجتهای موفق بالشی هست که بتونه شبها خوابهامون رو ضبط کنه صبح که بیدار میشیم بزنیمش به تلویزیون خوابا رو فول اچدی ببینیم!
حامد ♥
یه جایی خوندم باید یه سنگ بندازی تو رابطت تا ببینی چقد عمیقه. هیچی دیگه منم انداختم , یعنی عمق سینک ظرفشویی از عمق رابطه مون بیشتر بود
حامد ♥
روباه به کلاغ : چه سری چه دمی، یه آواز بخون کلاغ پیتزا زد زیر بغلش و گفت : آن موقع که گولم زدی کلاس دوم بودم الان لیسانسم ! روباه میگه: میبینم پیر شدی پروبالت ریخته کلاغ تا بالهاشو باز میکنه پز بده پیترا میفته ! روباهه پیتزا رو برمیداره میگه : اوسگل اون موقع منم سرباز معلم بودم حالا استادم
حامد ♥
در پی حفاری در آبادان باستان شناسان موفق به کشف یک عینک ریبون سفالی میشوند که متعلق به (کا) اول بوده است !
حامد ♥
برای گفتن نامت بهانه لازم نیست . . . کا[!]ت زبان باز کنم , کلمات خودشان دنبال تو می گردند ... !!!
حامد ♥
من خیلی وقته کارت قرمزمو گرفتم . فقط دارم آروم آروم زمینو ترک میکنم واسه وقت کشی . . .
حامد ♥
هوا سرد است اما سرما نمیخورم تو نگران نباش ، کلاهی که سرم گذاشتی تا گردنم را پوشانده است . . .