کسی که از صدا میگفت، به لب مهر سکوتم زد مرا بالای بالا برد، ولی سنگ سقوطم زد چه ها گفتند و نشنیدم، بدی کردند و بخشیدم ز تیغ گریه اشکم ریخت، ولی من باز خندیدم سکوتم حرف ها دارد، ولی چشم و دهان بستم ببین ای خوب دیروزی، کجا بودم، کجا هستم!
امروز که از خواب بیدار شدم از خودم پرسیدم: زندگی چه می گوید؟
سقف گفت: اهداف بلند داشته باش!
پنجره گفت: دنیا را بنگر!
ساعت گفت: هر ثانیه باارزش است!
آیینه گفت: قبل از هر کاری، به بازتاب آن بیندیش!
تقویم گفت: به روز باش!
در گفت: در راه هدف هایت، سختی ها را هُل بده و کنار بزن!
زمین گفت: با فروتنی نیایش کن! و در آخر تخت خواب گفت ولش کن بگیر بخواب!! (فک کنم خود شیتون بود)زورشم خیلی بود!
دختر :من حسودیم میشه…. موقعی که دخترا بهت نگاه میکنن! پسر :حسودی نکن عزیزم دختر :چرا؟! پسر :چون تو چیزی داری که اونا ندارن! دختر :چی؟ پسر :♥ قلبم ♥ بزن لایکو