حادثهای که این عکس به تصویر کشیده و ثبت کرده است، برمیگردد به پاییز سال ۱۹۵۴ میلادی، جایی در خط ساحلی نیوجرسی… در زمانی که توفانی مهیب موسوم به کارول همه چیز را درنوردیده و اهالی حدود ۱۷۵ هزار خانه مسکونی را در خاموشی فرو برده و بسیاری را مجروح و مصدوم کرده بود… با این وجود، این مرد انگار میخواهد تکیهگاهی باشد برای نهالی که هر آینه ممکن است مقاومتش را در برابر شدت وزش این توفان مهیب از دست داده و ریشهکن شود … دوست دارم چنین انسانهایی را که در بزنگاههایی که همه مواظب آن هستند که باد کلاهشان را نبرد، خود را به باد میسپارند و میگویند: هر چه باداباد … هم آنها که از «چالش» باد، «فرصتی» برای انسانیت میسازند…
مانتو زرد پوشیدم رفتم بیرون یه پسره از جلوم رد شد بهم گفت :شله زرد! محلش نذاشتم بعد که یه خورده رفتم جلوتر صدا کرد :خانوم؟ منم فک کردم میخاد چیزی بپرسه گفتم :بله؟ گفت :پشت کمرت با دارچین بنویس شله زرد نذری
رو برگ یک گلابی / با یک مداد آبی / هزار دفعه نوشتم / مکه بری الهی / #عید-قربان پیشاپیش مبارك ....... ( از خطاب گروهي عذر خواهم * خطاب زدن اين پست به ديگران #آزاد مي باشد )
از تموم بچه هایی که تو این چند روز بهم لطف داشتن ممنونم... بچه هایی که اواترشون رو مشکی کردن... چند روز پست نذاشتن... دوستانی که خطاب زدن و سعی در همدردی داشتن... از همتون ممنونم...من بهترین دوستان رو تو این سایت دارم... دوستانی که بهشون افتخار میکنم.........
#حامد جان ... #مجید جان... ستاره آسمونم(عاشقتم)... رزیتا... سمیرا جون...#سامان جان... از شما چند نفر خیلی خیلی ممنونم که تو این مدت واسم سنگ تموم گذاشتین و هر کاری کردین که از ناراحتی بیام بیرون...
مارچلو جان از تو هم ممنونم... یکی از مهربونترین مردایی هستی که توی عمرم دیدم...
#دنی جان ... دوست عزیزم... خیلی به گردن من حق داری... خدا حقتو بر من حلال کنه... شرمنده همه خوبیاتم... همیشه کنارم بودی... همیشه سعی کردی بخندم... از خدا واست بهترینها رو میخوام...
#هستی و #سارا ... نمیدونین چقد خوشحالم که شما رو دارم... شب اخری پا به پای من بیدار موندین و تنهام نذاشتین... نمیدونم چجوری ازتون تشکر کنم... شما دو نفر فوق العاده این..
نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچیک از مردم این آبادی... به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم می گذرد، آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند... لحظه ها عریانند. به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز . . . سپاس از همه دوستای خوبم که بهم خیلی لطف دارن