دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حمید

نام:اواره نام خانوادگی:در به در نام مادر:سلطان غم نام پدر:دریای اشک نام دوست:بی وفا گروه خونی:... درباره »
حمید
مرد - مجرد
امتیاز: 14.75

دنبال‌شدگان

دنبال‌کنندگان

(26 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

حمید
حمید

وقت ندارم زیاد بیام اینجا ولی همین که میام خودش خیلیه

حمید
حمید

............خانم افتخار آشنایی میدید محل نذاشت من شوكه شدم ولی خودمو نباختم دوباره گفتم میتونم باهاتون دوست بشم برگشت و باخشم بهم نگاه كرد بهش گفتم (البته باترس) مگه خودتون هر روز بمن چشمك نمیزدید؟ مگه چراغ سبز بهم نشون ندادید اومد بسمتم و محكم خوابوند در گوشم و با صدای لرزون ولی با فریاد گفت : دیوونه من مریض ام پلكم خودبخود میپره حالیته یا بازم بگم....................طفلکی چه ضد حالی خورده

حمید
حمید

چشمک سال آخر دبیرستان بودم وخیلی آدم خجالتی تا به اون سن كه رسیده بودم نتوسته بودم دوستی برای خودم پیدا كنم ولی این اواخر تو راه مدرسه یه دختره نظرمو به خودش جلب كرده بود . اون هر روز از مسیری كه من میرفتم عبور می كرد ! اون با دوست اش كه دختر زشتی هم بود باهم بودند ولی خودش دختر زیبای بود ، جالب اینكه تا به من میرسیدند دوست اون دختره محل نمی گذاشت ولی خودش به من چشمك میزد من اوایل بی تفاوت بودم ولی بعدا'' دیدم نمیشه بی تفاوت بود آخه چشمك زدن كار هر روزاش شده بود . این اوخر گاهی وقت ها هم میخندید من كه تا اون روز آدم خجالتی بودم داشتم كم كم پر رو میشدم و دنبال موقعیتی بودم تا طرح دوستی بریزم یه روز گویی كه شانس بهم روكرده باشه اونو تنها دیدم به خودم جرات دادم و گفتم كه هر جوری باشه باید بهش پیشنهاد دوستی بدم خیلی به هیجان آمده بودم صدام رو صاف كردم و گفتم ...........

حمید
حمید

شاعر و فرشته‌ای با هم دوست شدند. فرشته پری به شاعر داد و شاعر، شعری به فرشته. شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت ... خدا گفت : دیگر تمام شد….دیگر زندگی برای هر دوتان دشوار می‌شود. زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود، زمین برایش کوچک است، و فرشته‌ای که مزه عشق را بچشد، آسمان برایش تنگ....

حمید
حمید

شاعر و فرشته‌ای با هم دوست شدند. فرشته پری به شاعر داد و شاعر، شعری به فرشته. شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت ... خدا گفت : دیگر تمام شد….دیگر زندگی برای هر دوتان دشوار می‌شود. زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود، زمین برایش کوچک است، و فرشته‌ای که مزه عشق را بچشد، آسمان برایش تنگ....

حمید
حمید

سلام. من حمید هستم، از اعضای جدید ...