اوضاع خراب است،مراعات کنید/ ته مانده ی آب است،مراعات کنید/ از خاطره ها شکر گذارم، بروید/ مالِ خودتان دار و ندارم، بروید/ لیلی تو ندیدی که چه با من کردند/ مردم چه بلاها به سرم آوردند /من از به جهان آمدنم دلگیرم/ آماده کنید جوخه را، می میرم/ در آینه یک مردِ شکسته ست هنوز /مرد است که از پا ننشسته ست هنوز/ یک مرد که از چشم تو افتاد شکست/ مرد است ولی خانه ات آباد، شکست .................................."علیرضا آذر"
رییس زندان : وقتی فهمیدی به حبس ابد محکوم شدم چه حسی داشتی؟ .. //هربرت : اینکه باید ما بقی عمرم رو تو یه زندان کوچکتر سپری کنم../رییس زندان: اما حالا میخام یه خبر خوب بهت بدم آقای فاول ../ هربرت : قانون طبیعت میگه چیزی از بین نمیره ..بلکه از شکلی به شکل دیگه تبدیل میشه..پس خبر خوبی وجود نداره.
یه مدت بود میرفتم مغازه تعمیرات الکتروموتور و پمپ بعد به یارو گفتم اومدم پیشت کار کنم پولم نمیخام ازت.. هرکاری هم هست تو خونتون یا جای دیگه از بیل زدن تا حمالی انجام میدم بدون پول .. یارو فک کرد دارم مسخرش میکنم ولی در جواب گفتم: حمالی کردن و کار بهم آرامش میده..اینکه فکرم درگیر کاری باشه که مفید بودن خودم رو درک کنم
از نظر من فرق نمیکنه یه آدم چه سن و سالی داشته باشه..کسی که حرف مفت بزنه باید رو حرفش حرف زد.. اگرم لازم بشه تو دهنشم باید زد.. عقل و شعور به سن و سال نیست
جرأت کنید راست و حقیقی باشید. جرأت کنید زشت باشید! اگر موسیقی بد را دوست دارید، رک و راست بگویید. خود را همان که هستید نشان بدهید. این بزک تهوع انگیز دوروئی و دو پهلویی را از چهره روح خود بزدایید، با آب فراوان بشوئید!