@آزاده ایــرانی یه مرد هر چقدرم که مغرور باشه ... خشن و محکم و سخت باشه ... بازم یه وقتایی که ناراحته و یه مشکلی براش پیش میاد ... انگار فقط یه زن میتونه با نوازش و صدای گرمش آرومش کنه ... سلامتی همه زنا و دخترا ... که بعضی وقتا یه حس ارامشیو به مرد میدن ... که هیچ مردی نمیتونه به زن بده..
@الهه پیرمرد به زنش گفت بیا یادی از گذشته های دور کنیم من میرم تو کافه منتظرت و تو بیا سر قرار بشینیم حرفای عاشقونه بگیم پیرزن قبول کرد فردا پیرمرد به کافه رفت دو ساعت از قرار گذشت ولی پیرزن نیومد وقتی برگشت خونه دید پیرزن تو اتاق نشسته و گریه میکنه ازش پرسید چرا گریه میکنی؟ پیرزن اشکاشو پاک کرد و گفت: بابام نذاشت بیام.
@aynor نه آنچنان عاشق باش که هیچ چیز را نبینی ، نه آنقدر ببین که هرگز عاشق نشوی ، ایمان داشته باش که کوچکترین محبت ها از ضعیف ترین حافظه ها هم پاک نمی شود
@تــــرانه گفت قول بـــده ... گفتم چه قـــولي؟ گفت : که هر وقت ياد من افتادي بخــــندي ... رفــــت ... همه فکر کردن اونقدرا هم دوســش نداشتم که فقط خنديــــدم... که همــــش خنديدم..
@تــــرانه دوست عزیز خیلی مایلم دعوت شما را بپذیرم و به زندگی تان بیایم، اما متاسفانه نمیتوانم. لطفا برنامههای خود را بخاطر من تغییر ندهید! با احترام فراوان امضاشانس) !
کی؟؟؟؟؟؟؟؟بگو تا
15 سال و 21 روز و 23 ساعت و 50 دقيقه قبلعروسی بود که!!!!!!!!!!!
15 سال و 21 روز و 23 ساعت و 43 دقيقه قبل