dideban
دلا خو کن به تنهایی که ار تن ها بلا خیزد ....سعادت آن کسی دارد که از تن ها بپرهیزد...
dideban
تا کی به تمنای وصال تو یگانه....اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه...
dideban
رقصی چنین میانه میدانم آرزوست.... امروز با حجم گوسفند های ذبح شده یاد داستان کتابچه "رقصی چنین میانه ی میدانم آرزوست " افتادم... امیدوارم خونده باشید این کتابچه رو...اگر نخوندید البته معطل نکنید...حتما بخونید...
dideban
حرف هایی هست..... همیشه .برای نزدن...سکوت گاهی رها میکند تن را از آتش..
dideban
salaaaaaaaaaaaaaaaaaam behameye dustan