دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ICE GIRL 8

ICE GIRL 8
زن - مجرد
امتیاز: 665

دنبال‌شدگان

(75 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(75 کاربر)

گروه‌ها

(11 گروه)

بازدید

ICE GIRL 8
ICE GIRL 8

تو چه ميفهمي از روزگارم...؟از دلتنگي ام...؟گاهي به خدا التماس ميكنم خوابت را ببينم...ميفهمي؟فقط خوابت را...!!!

ICE GIRL 8
ICE GIRL 8

دلم می خواست با هم دیگه تنهائی رو قال بذاریم دل بکنیم از این قفس، برای هم بال بذاریم سر بذاریم رو دوش هم ، برای هم گریه کنیم با همه مهربون باشیم ، برای هم گریه کنیم

ICE GIRL 8
ICE GIRL 8

تنهاییم را با کسی قسمت نخواهم کرد… یک بار قسمت کردم، چندین برابر شد… &&&&&

ICE GIRL 8
ICE GIRL 8

رابطه هایــــــــی که تنهایی دلیل شکل گیریشون میشه عاقبتشون دوباره تنــــــــــــــــهایی میشه…..!

ICE GIRL 8
ICE GIRL 8

یه دریا اشـــــــــــــــک برای ریختن دارم… یه دل گرفته… یه زندگی پر از خالــی… من سرشارم از تنــهایـــــــــی…

ICE GIRL 8
ICE GIRL 8

این روزهایم به تظاهر می گذرد … تظاهر به بی تفاوتی ,تظاهر به بی خیالی به اینکه دیگر هیچ چیز مهم نیست; اما چه سخت می کاهد از جانم این “نمایش"........

ICE GIRL 8
ICE GIRL 8

لااقـل رد که می شـوی بی هـوا بگو : دوسـتت داشتم !! و تا برگشـتم لا به لای جمـعیت گُــــم شـده باش........#

ICE GIRL 8
ICE GIRL 8

آمــدنم با خدا بود وعده بهار را داد نــمیخواستم نــفهمیدم فــقط آمــدم ! رفــتنم اما با توست ! تــو بمانی می مــانم حــتا اگر همه ی دنیا ســوزِ سردِ زمستان باشد و از بــهار بی خبــــــــر . . .

ICE GIRL 8
قلب شكسته.jpg ICE GIRL 8

بــرای هرکه ســنگ تمام گــذاشتم… با هــمان سنــگ سنگــسارم کرد!!!

ICE GIRL 8
ICE GIRL 8

عشق سکوی پرتاب به سوی خداست . . . مراقب باش عاشق کی میشی!

ICE GIRL 8
ICE GIRL 8

وقتی میخواهمت و نیستی "هیچ اتفاق خاصی نمی افتد" فقط ذره ذره "ایوب" میشوم!

ICE GIRL 8
ICE GIRL 8

بیا به دور از واهمه ی زشت مردم،چون یاران کهف بخوابیم. اینجا روزگارش بد است، می رویم… قرنی دگر می آییم، شاید عشق رنگی دگر یابد…

ICE GIRL 8
ICE GIRL 8

وقتی خسته ام وقتی کلافه ام وقتی دلتنگم بشقابها را نمی شکنم شیشه ها را نمی شکنم غرورم را نمی شکنم، دلت را نمی شکنم دراین دلتنگی ها زورم ب تنها چیزی که میرسد این بغض لعنتی است..

ICE GIRL 8
ICE GIRL 8

> حتی دلم می خواهد به تو یاد دهم که چطور با دیگران صبور باشی. > > من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم، > منتظر یک سر تکان دادن، > یک دعا، > یک فکر، > یا گوشه ای از قلبت که بسوی من آید. > > خیلی سخت است که مکالمه ای یکطرفه داشته باشی. > > خوب، > من باز هم سراسر پر از عشق منتظرت خواهم بود، > به امید آنکه شاید فردا کمی هم به من وقت بدهی! > > آیا وقت داری که این نامه را برای دیگر عزیزانم بفرستی؟ > > اگر نه، > عیبی ندارد، > من می فهمم و سعی می کنم راه دیگری بیابم. > من هرگز دست نخواهم کشید... > > روز خوبی داشته باشی

ICE GIRL 8
ICE GIRL 8

> به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری. > > بعد از انجام دادن چند کار، > تلویزیون را روشن کردی، > نمیدانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟ > در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی را جلوی آن می گذرانی. > در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط ازبرنامه هایش لذت می بری. > > باز هم صبورانه انتظار ترا کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی، > شام خوردی و باز هم با من صحبتی نکردی!!! > > موقع خواب، > فکر می کنم خیلی خسته بودی، > بعد از آن که به اعضای خانواده ات شب بخیر گفتی، > به رختخواب رفتی و فوراً به خواب رفتی. > > نمی دانم که چرا به من شب به خیر نگفتی؛ > > اما اشکالی ندارد، > آخر مگر صبح به من سلام کردی؟! > > هنگامی که به خواب رفتی، > صورتت را که خستهء تکرارِ یکنواختی های روزمره بود، > را عاشقانه لمس کردم. > > چقدر مشتاقم که به تو بگویم: > چطور می توانی زندگی زیباتر و مفیدتر را تجربه کنی... > > احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام. > > من صبورم، > بیش از آنچه تو فکرش را می کنی. > > حتی دلم می خواه

این ارسال را بازنشر کرده است.
ICE GIRL 8
ICE GIRL 8

> > نامه خدا به همه انسانها... > > امروز صبح که از خواب بیدار شدی، > نگاهت می کردم، > امیدوار بودم که با من حرف بزنی، > حتی برای چند کلمه، > نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد، > از من تشکر کنی؛ > > اما متوجه شدم که خیلی مشغولی، > مشغول انتخاب لباسی که میخواستی بپوشی، > > وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی، > فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی:"سلام"، > اما تو خیلی مشغول بودی. > > یک بار مجبور شدی منتظر شوی و برای مدت یک ربع ساعت، کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی. > > بعد دیدمت که از جا پریدی، > خیال کردم می خواهی چیزی به من بگویی، > اما تو به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی. > > تمام روز با صبوری منتظرت بودم، > با آن همه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی. > > متوجه شدم قبل از نهار هی دورو برت را نگاه می کنی؛ > شاید چون خجالت می کشیدی، > سرت را به سوی من خم نکردی!!! > > تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.