hasty
ترک کردن ِ آدمها هم آدابی دارد ! اگر آداب ِ ماندن نمیدانید لااقل درست ترکشان کنید تا تَرَک برندارند
hasty
مدام گفتی خیالت تخت من وفادارم؛ و من چه ساده لوحانه خیالم را تختی کردم برای عشق بازی تو با دیگری
hasty
برای کسی بسوز که برای خاموش کردنت از اشکش مایه بذاره . . .
hasty
منطقِ پدر و مادر از تحصیل در دانشگاه: “این همه درس خوندی، درِ یه نایلون رو نمی تونی باز کنی!
hasty
هر وقت در فریب دادن کسی موفق شدی به این فکر نباش که اون چقدر احمق بوده به این فکر کن که اون چقدر به تواعتماد داشته . . .