هلناز
رئیس : ساعت چنده ؟ کارمند: ۹ رئیس : شما باید ۸ پشت میزت باشی کارمند : امروز چندمه؟ رئیس : هشتم کارمند : باید یکُم حقوقم تو حسابم باشه !
هلناز
غضنفر میرسه به یک زن حامله، نگاه میکنه به شکمش،
میگه: خانم این چیه؟ میگه: بچه ست. میگه: دوستش داری؟
میگه: آره خوب، معلومه.
میگه: پس چرا قورتش دادی؟
هلناز
منشی در فیلم های ایرانی: آقای رییس من بهشون گفتم شما جلسه دارین ولی ایشون....... اشکالی نداره، شما بفرمایید
هلناز
نسخه دکتر: はつマンにんですにあるコマンドをして... چیزی ک من میبینم: 請教你的有關"前列腺 ... چیزی ک ﻣﺴﺌﻮﻝ داروخونه میبینه: دیفن هیدرامین صبح ظهر شب بعد از غذا !
هلناز
۸ غروب: دم خونه لیدا و لحظه فراق ….چه زود دیر می شود….!!! ♦۹ شب: آقا این خانم برسونین به این آدرس با آژانس خواهرو پیچوند….. ♦ ۱۰شب: یه مهمونی کوچیک طرفای کامرانیه حیلی خلوت فقط از دور شبیه تظاهرات میمونه… ♦۲شب:مادر کجا بودی؟ دلم هزار راه رفت …. چقدر برای پایان نامه ات زحمت میکشی دیگه جون نمونده برات بیا یه لقمه غذا بخور جون بگیری؟ نه مامان خسته ام با لباس تو رختخواب ولو میشه (مادر: الهی مادرت بمیره باز بی غذا خوابید خدا لعنت کنه هر چی دانشگاه بچه های مردم اسیرن برا یه درس هر شب تحقیق!!!)
هلناز
عصر: اولین اتو…(مسافرکشی صلواتی پسرا بیشتر برا ثوابش این عمل انسان دوستانه رو انجام میدن) ♦ ۶ عصر: به دستور مامان میره دنبال آبجی کوچیکه کلاس زبان البته این کار هم فقط از روی علاقه به خواهر انجام میده نه برای دید زنی چشم ها مثل چراغ پلیس میگرده که کسی از قلم نیوفته البته این کار هم برای نظارت وحس انسان دوستی انجام میده و فقط کافیه یک پسر ۱۰ ساله بیاد بیرون از کلاس خواهر پشت کنکوریشو خفه میکنه که ..آره کلاس مختلطه تو هم این همه کلاس حتما باید بیای اینجا! حالا باشه خونه حسابتو میرسم به لیدا بگو بیاد برسونیمش دیر وقته زشته..(داداش آخه اون که خونه اش ۲ساعت با ما فاصله است….امان از این خواهر ها که درد برادراشونو نمی فهمن نمی دونن برادر جون بیچاره کمک و امداد…) ♦ ۷ عصر: لیدا خانم شما تشنه تون نیست آبجی؟ تو چی؟ با یه آب زرشک چطورین؟ (زود خودش میخوره دوتا هم میاره میده به خواهرش و لیدا جون سریع راه میوفته یه ترمز شدید که لیدا جان نیازمند به دستمال کاغذی بابک آقا هم که نقشه اش گرفت دستمال حاوی شماره موبایل رو تقدیم میکنه ….)با یه عالمه شرمندگی لیدا که خشکش زده ترجیح میده با مانتوش پاک کنه …
هلناز
تا حالا دقت کردین همیشه بامیه زود تموم میشه و زولبیا زیاد میاد ؟ . . .
هلناز
عزیز دلم بهم امشب گفت که دیگه منو نمیخواد و ازم خسته شده.چیکار کنم؟
هلناز
بگو دوچرخه…..سیبیل بابات میچرخه بگو فرانسه..…بابات قد آدامسه بگو خاک انداز..…خودتو جلو بی انداز بگو متکا..…بخور از این کتک ها بگو چاقو..…برو بچه دماغو بگو اشرف…..دلم برات قش رفت از تفریحات سالم ما اول دهه هفتادي ها !!
هلناز
انتخاب رشته سال اول کنکور: پزشکی پزشکی پزشکی ... سال دوم: پزشکی دامپزشکی... پرستاری پرستاری ... سال سوم: نگهبان دم در بیمارستان ... سال چهارم: به دانشگاه آزاد اسلامی خوش آمدید!
هلناز
فارسی: دوست دارم انگلیسی: آی لاو یو فرانسه: ژ تم اسپانیول: ته آمُ ایتالیایی: تی آمُ آلمانی:ایش لیبه دیش دخترونه: بولولو مولی گوجی بوچ بوچ!
هلناز
دلم ميخواد راننده ماشين پليس بشم؛بلندگو بگيرم دستم بگم : راننده پژو حرکت کن! مگان!! سرت رو بنداز پايين ! مگه خودت خواهر مادر نداري !؟ ماکسيماي مشکي ؟ شيطون دختراي قشنگي سوار کردي!؟ 206 صندوق دار آهنگت خيلي قديميه...عوضش کن... !؟ ...بنز مشکي ... بنننننننز ... فخر مي فروشي ?!! بزن بغل
هلناز
تصویر عشق ای که میپرسی نشان عشق چیست عشق چیزی جز ظهور مهر نیست عشق یعنی مهر بیچون و چرا عشق یعنی کوشش بیادعا عشق یعنی مهر بیاما، اگر عشق یعنی رفتن با پای سر عشق یعنی دل تپیدن بهر دوست عشق یعنی جان من قربان اوست عشق یعنی خواندن از چشمان او حرفهای دل بدون گفتوگو عشق یعنی دشت گلکاری شده در کویری چشمهای جاری شده یک شقایق در میان دشت خار
هلناز
اگر خورشید محو تماشای تو نیست... دلگیر نشو، از پشت کوه اومده!
راس میگه
14 سال و 4 روز و 19 ساعت و 33 دقيقه قبل