Herose
کورش جان از کارهای نیک تو نمیتوان چشم پوشید اما عده ای سعی دارند تو را نقطه مقابل اسلام قرار دهند . . . همان دینی که گر به تو عرضه میشد چه بسا که می پذیرفتی... همان دینی که چهارچوبش خدا و دیگر گفتار، کردار و پندار نیک است. . . نمی دانم چرا ما را مجبور به الگو گیری از تو میکنند تا علی (ع) . . .؟ تو بر تخت شاهی خاکها فتح کردی اما علی بر منبر چوبی دلها فتح میکرد . . . چرا سخن از بخشش تو و آزادی در انتخاب دین هست ولی کسی از بخشیدن و بخشودن علی حرفی نمی زند؟ تو شاه بودی و بخشیدی . . . تو از نظر مادی ثروتمند ترین مردمان بودی و بخشیدی . . . ولی مولایم علی و ادامه دهندگان راهش، در نهایت قناعت، بخشیدند و بخشودند . . . گرسنه بودند ولی غذای خود را به دیگری دادند . . . و . . . و . . . آری کوروش کبیر... خواب دیگر بس است برخیز و خود را از چنگ افرادی که با نام تو بر علیه خدای تو مبارزه میکنند رها کن . . .
Herose
زَخمی در پَهلویـَـم استـــــ ـــ ـروزگار نَمَکــــــ ــ ـ می پاشَـــد..و مَــن به خــود می پیچـَــــمو همه فِـــــکر می کنند می رَقـــصَـــــ ـــ ـم
Herose
یه نفر هست که همیشه نگرانم میشه .همیشه به یادمه . همیشه شب ها که میخوام بخوابم سرم میزارم رو شونه هاشو با دستاش موهام نوازش میکنه . وفتی میخنده دلم هوررری میریزه ، اصلا بیهوش میشم از این زیبایی وصف نا پذیر . با گریه هاش اشک میریزم و با لبخنداش مدهوش میشم . وقتی به مشکلی بر میخورم همزمان چهرشو تصور میکنم . بعد خندم میگیره که اینم مشکل بود اخه . یعنی حس قشنگی که بهش دارم وصف ناپذیر به خدا . میدونم که میدونه دوسش دارم . همین برام بزرگترین نعمت زندگیمه . مادرم . دوست دارم
Herose
و گاهی به خاطرش ماندن را تحمل کن رفتن از دست همه برمی آید....!
Herose
برهنگی ات اتفاق برزگی ست ..........! بازوانم را از تو سرشار می کند ، اهلی می کند این انگشت های عاشقانه ام را ، برای لمس کردن...و چه تلخ است دو پیراهن فاصله بین من و تو ، وقتی شانه های لرزانم را در آغوشت می فشاری بگذار دست هایم این اتفاق را رقم بزنند.............!