Hesam
همه دوست دارن به بهشت برن,اما كسي دوست نداره بميره .بهشت رفتن جرأت مردن ميخواد.
Hesam
از خدا پرسیدن زندگی چیست؟؟؟ پاسخ داد: گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر حال را به ارامی بگذران اینده ات را به من بسپار شک هایت را باور نکن و به باورهایت شک نکن
Hesam
از خاطر دهر كى رود ياد حسين
گلبانگ عدالت است فرياد حسين
بر خلق ستم ديده، مبارك بادا
مرگ ستم است، روز ميلاد حسين
Hesam
امید است انکه حق بااین همه گمراهیم بخشد
نفروغ معرفت ازعشق ثاراللهیم بخشد
گنهکارم ولی دیوانه عشق حسینم من
خدا شاید گناهم را به خاطرخواهیم بخشد
Hesam
زلال هرچه عشق مادر! تو پروانه دشت ایثاری؛ شمع فروزان محفل مایی؛ تو عطر خوش بوی همه گل هایی. در ژرفای دیدگانت، رودی از محبت موج می زند و دستان مهربانت سهمی از سخاوت آفتاب دارد. تو چون دریا بی دریغ، پایان نداری. تو زمزمه هرچه محبتی؛ عطر هرچه رازی؛ زلال هر چه عشقی؛ تو بلور شفاف خلوصی؛ وسعت بی کران مهربانی و صبری. من لطافت نسیم، سیپدی سپیده، نستوهی کوه و صداقت آیینه را در تو می نگرم. مادر، گلبرگ ها بر دستانت بوسه می زنند؛ دریاها به تو غبطه می خورند؛ بادها نام تو را تا عرش خدا می برند؛ و ملکوتیان بر تو درود می فرستند. خدا بهشتش را به زیر پای تو می بخشد. تو به راستی شکوه مندترین واژه شگرف آفرینشی
Hesam
فرض كن حضرت مهدي (عج) به تو مهمان گردد...ظاهرت هست چناني كه خجالت نكشي؟باطنت هست پسنديده ي صاحب نظري؟خانه ات لايق او هست كه مهمان گردد؟لقمه ات در خور او هست كه نزدش ببري؟پول بي شبهه و سالم ز همه داراييت...داري آنقدر كه يک هديه برايش بخري؟حاضري گوشي همراه تو را چک بكند؟ با چنين شرط كه در حافظه دستي نبري؟واقفي بر عمل خويش تو بيش از دگران؟ مي توان گفت تو را شيعه ي اثني عشري؟
Hesam
به سلامتی دخترایی که هنوز دوس داشتنین ... هنوز مرد رو با آهن پاره ای که زیر پاشِ نمی سنجن ... همونایی که بوی عشق میدن ... اونایی که مهربونن ... همونایی که یه خورده لوسن ولی : اگه کسی دوسشون داشت نارو نمی زنن بهش ... همونا که تا تهش هستن ... سلامتی این فرشته های زمینی به خصوص نوع ایرانیش ... با این که کمیاب شدن ولی هنوز هستن
Hesam
املتاش حرف نداره.رفتین درکه کوهنورد یادتون نره البته اینو که میخورین دیگه باید برین بالا لااقل تا پلنگچال برید.
Hesam
به قول قیصر امین پور : در هوای عاشقان پر میکشد با بیقراری آن کبوتر چاهی زخمی که او در سینه دارد ناگهان قفل بزرگ تیرگی را میگشاید آنکه در دستش کلید شهر پر آیینه دارد