استاد اومد تو کلاس...خب بچه ها کتاباتونو باز کنین .ما:استاد:فصل اولو که خودتون بلدین .ما:استاد:صفخه 50 فصل دوم که راحته . ما: استاد:صفحه 80 فصل 3کمه خودخون بخونین .ما: استاد:خب به نام خدا درسو شروع میکنیم کی میدونه فصل 4راجع به چی صحبت میکنه. ما:....و این بود گوشه هایی از داستان غم انگیز #پیام-نوریها
جدی؟ : ) اینجا دانشگاه های پیام نور رو دارن کم کم تفکیک میکنن.. خیلی جالبه ، دم ِ در بدون ِ لباس آستین بلند نمیتونی بری داخل... یعنی رسما شدیم القاعده : ددی
بخوس بابا : دی اونجا رو باید در اولویت بذارن.. چند وقت پیش اومدم شمال... دریا... هی چشمامو باز و بسته میکردم... بابا گفت چته امیر... گفتم بهم بگو منو سورپرایز کردی و با بلیط یک سره اومدیم سواحل ِ قناری : دی یا هاوایی اصلا!

13 سال و 1 ماه و 11 روز و 18 ساعت قبل