چشتون روز بد نبینه تو #کلاس بودم که یهو متوجه شدم #پاشنه ی کفشم که تازه خریدمش #نصفش در اومدهدیگه به #درس گوش نمیدادم و #حرص میخورم که چجوری باید تا #خونه برم قیافم اینجوری ولی تو دلم اینجوری شانس آوردم #شب بود و #دانشگاه خلوت بود و کسی #نفهمید هیچی دیگه تا #خونه عین این کسایی که پاشون #شکسته راه میرفتم موجبات #خنده و #شادی دوستام هم فراهم شده بود

13 سال و 1 ماه و 10 روز و 1 ساعت و 18 دقيقه قبل