گاهی اشتباه میکنم ، تاوانش را هم میدهم ... معامله ی منصفانه ای به نظر می آید ... اما گاهی تاوان بعضی اشتباهات ،"کمر" که هیچ ،"گردنم" را هم میشکند ... اینبار اشتباهی بزرگ انجام دادم ... "خــدا" را گم کردم ،که تاوانش این بود : "خــــودم" را گم کردم ... "راهم" را گم کردم ... و "دور" شدم از "خدایی" که وجودم از "خودش" بود ... و حالـا سخت "پشیمانم" ... و حالـا نمیدانم با این همه "ناسپاسی" ،لـایق "بخشش" هستم یا نه ... : کلام آخر : "خـــــــدایـا بـبـــــــــــخـش" ...
در مقابل یک فرد معلول با سرعت کم راه برید. در مقابل مادری که فرزندش رو از دست داده بچه تون را نبوسید. در مقابل یک فرد مجرد از عشقتون نَگید. و خلاصه … در برابر کسی که نداره از داشته هاتون مغرورانه حرف نزنید.
می گویند بچه ها تازه در سه سالگی می فهمند بدن از دو قسمت " سَر " و " تَن " تشکیل شده ! ... السلام علی الصغیرة الحسین(ع) بنته المظلومة المضروبة المجروحه....
حرم کرب و بلا جلوه بیت الحسن است حسنیه است به هر جا که حسینیه بپاست طالع هر که حسینی است یقینآ حسنی است که حسین ابن علی هم حسن دوم ماست حسنی هستم و از حشر چه باکی دارم که سرو کار غلامان حسن ع با زهراست