امیرحسیــن :-)
چادرت ارزش است باور کن ...
امیرحسیــن :-)
قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ (نور؛30) ای رسول ما به مردان مؤمن بگو تا چشمها را از نگاه ناروا بپوشند................. قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ(نور؛31) ای رسول به زنان مؤمن بگو تا چشمها را از نگاه ناروا بپوشند.
امیرحسیــن :-)
وای از محاسن تو انگشت های شمر/ وای از لب و دهان تو و جای پای شمر/ گیسوی من فشرد، به کفِ ضربه های شمر/ مثل تو نیزه خورده به من چکمه های شمر...
امیرحسیــن :-)
آخرین ساعات عمر است و آمد قاتلی /چند ضربه با لگد بر پیکرش زد قاتلی /استخوان ترقوه سالم اگر مانده هنوز /آنقَدَر زد تا شکست با ضرب ممتد قاتلی...
امیرحسیــن :-)
حرف حق زد چقدر نیزه به خوردش دادند /آب می خواست سر نیزه به خوردش دادند/ حرف حق زد دهنش را پر خون کرد سنان/ نیزه در حلق حسین کرد و درآورد سنان /لگد از بغض علی بر سر و بر روش زدند /جلوی مادر من چکمه به پهلوش زدند /با سر نیزه نشین وارد شهرش کردند...
امیرحسیــن :-)
از کوفه سلاح و سنگ و تیر آوردند /یک بغض نهفته از غدیر آوردند /دیدند کسی دور و برش نیست/ زدند آقای مرا غریب گیر آوردند