حاتم طایی هیچگاه اسمش رو روی درخت یا سنگی حکاکی نکرد، او حتی با هیچ قلم ، مرکبی و رنگی اسمش رو روی در و دیوار کسی ننوشت ؛ ولی در کمال تعجب ، نامش دنیا رو پر کرده !
شعری از حاج سعید حدادیان ....شعر محکومیت توهین به پیامبر مکرم اسلام....ای مسلمان سکوت جایز نیست وقت فریاد هر مسلمانی ست عالمی غرق در مصیبت شد به رسول خدا اهانت شد جهد شیطان پرست، بی اثر است زآن که از نور عشق بی خبر است عشق احمد اساس دین خداست شکر ایزد محبّت طاهاست پاک تر از نسیم و از شبنم جسم و جان پیمبر اعظم شعر حافظ به وصف او چه نکوست "همه عالم گواه عصمت اوست" هر چه خواهی به زعم خویش بکوش نور احمد نمی شود خاموش کوری چشم دشمن غافل حق کند نور خویش را کامل شده بیداری مسلمانان آتش جان دشمن قرآن به فدای پیمبران سرِ ما مرگ بر دشمن پیمبر ما ای جهان عهد نور نزدیک است ماجرای ظهور نزدیک است طالب خون انبیاء مهدی وارث دشت کربلا مهدی خیز و تیغ از نیام بیرون آر بر گلوی ستمگران بگذار
این آهنگ یه مدت به یادشهید مصطفی احمدی روشن آهنگ پیشوازم بود....وصل تو کجاومن مهجور کجا ای شهید؟؟!!!.....ای وای ازین بی حاصلی--عمرجوان گم کرده ام......ممنون دنی
پس از پایان ساخت ضریح امام حسین (ع) ، "استاد فرشچیان" که طراحی آن را بر عهده داشت ، به کنار ضریح آمد و چک یک میلیارد تومانی (دستمزد خود) را درون ضریح انداخت ...
جنگ که شروع شد "علیرضا" ۱۷ سالش بود ... دلش می خواست بره جبهه ، ولی به خاطر سن کمش نمیذاشتن ... به هر زحمتی بود مخفیانه رفت جبهه ... توی منطقه کارای عجیبی انجام می داد ، ادوات جنگی اختراع می کرد ! یه چیزی ساخته بود به نام "تیربار آرپی جی" ! با این دستگاه می تونستند پشت سر هم تعدادی آر پی جی شلیک کنند ... اونقدر خوش فکر بود که با اون سن کمش شد فرمانده تخریب ! توی عملیات "والفجــر" شیمیایی شد و در ۲۴ سالگی هم در حال خنثی کردن یه مین ، روحش پر کشید و رفت پیش معشوقش ... خاطره ای از زندگی سردار شهید "علیرضا عاصمی"
عشق من ... او عاشق شهادت است و خدا عاشق او ... چرا که خدا عشاق خود را ،خود خونبهاست....... او را از شهادت می ترسانند!!!... خاورمیانه روی انگشتان ژنرال سلیمانی می چرخد....