دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امیرحسیــن :-)

همه چی درباره خودم: درباره من:تو بیمارستان به دنیا اومدم از بچگی بزرگ شدم چند سال سن دارم تو دو... درباره »
امیرحسیــن :-)
مرد
امتیاز: 10536

دنبال‌شدگان

(840 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(668 کاربر)

گروه‌ها

(160 گروه)

بازدید

امیرحسیــن  :-)
imam hosein2.jpg امیرحسیــن :-)

پايِ دختر بچه وقتي غرق تاول ميشود . . . پا به پايش كارواني هم معطّل ميشود . . . دستْ بسته، خواب هم باشد بيفتد از شتر . . . پهلوان باشد دچار ِ دردِ مَفصَل ميشود .

امیرحسیــن  :-)
444723_EJenKFLe (1).jpg امیرحسیــن :-)

توی بحبوحه عملیات یکدفعه تیربار ژسه از کار افتاد! گفتم: چی شد؟ پسر گفت: «شلیک نمی کنه. نمی دونم چرا؟» وارسی کردیم، تیربار سالم بود. دیدیم انگشت سبابه پسر، قطع شده؛ تیرخورده بود و نفهمیده بود! با انگشت دیگرش شروع کرد تیراندازی کردن. بعد از عملیات دیدیم ناراحته. انگشتش را باندپیچی کرده بود. رفتیم بهش دلداری بدیم. گفتیم شاید غصّه انگشتشو می خوره؛ بهش گفتیم: بابا، بچه ها شهید می شن! یک بند انگشت که این حرف ها رو نداره! گفت: «ناراحت انگشتم نیستم؛ از این ناراحتم که دیگه نمی تونم درست تیراندازی کنم!»

امیرحسیــن  :-)
1_8807051349_L600.jpg امیرحسیــن :-)

مادر بهش گفت: ابراهیم، سرما اذیتت نمی کنه؟ گفت: نه مادر، هوا خیلی سرد نیست. هوا خیلی سرد بود، ولی نمی خواست ما را توی خرج بیندازد. دلم نیامد؛ همان روز رفتم و یک کلاه برایش خریدم. صبح فردا، کلاه را سرش کشید و رفت. ظهر که برگشت، بدون کلاه بود! گفتم: کلاهت کو؟ گفت: اگر بگم، دعوام نمی کنی؟ گفتم: نه مادر؛ مگه چیکارش کردی؟ گفت: یکی از بچه های مدرسه مون با دمپایی میاد؛ امروز سرما خورده بود؛ دیدم کلاه برای اون واجب تره.

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

خودم مي دونم بي معرفت شدم...

امیرحسیــن  :-)
862[1].jpg امیرحسیــن :-)

گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید گفتمش تصویری از لیلی و مجنون را بکش عکس حیدر در کنار حضرت زهرا کشید گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن در بیابان بلا تصویری از سقا کشید گفتمش سختی ودرد و آه گشته حاصلم گریه کرد آهی کشید و زینب کبری کشید ...107 روز تا محرم

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

آخه اين چه وضعيه! ! ! هر وقت دندونهاتو با دقت مسواك ميزني بعدش هم نخ دندان و بعد هم دهانشويه تا ميري سر يخچال يه خوردني شيرين و چسبونكي و خوشمزه پيدا مي كني كه نميشه نخوريش!

J_a_♥_a_D
292409_171226159679163_344371306_n.jpg J_a_♥_a_D
در حجاب

خانمی میگفت: می گویند سیاهے چادرم چشم را میزند! چشم آدم هاے حریص و نا پاک را ، چشم را که هیچ ! خبرندارند تازگےها دل را هم می زند! دل آدم هاے مریض و بیمار دل را! از شما چه پنهان چادرم دست و پا گیر هم هست! دست و پاے بے بند و بارے را می بندد! چادر براے کسانے استــــ که نمے خواهند عزتــــ آخرتشان را به بهاے نا چیز لبخند هاے هرزه بفروشند! چادرم سند بندگے و عبودیتم را امضا مے کند

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

نظر شما در مورد عشق چیه؟ 1...نگو که دلم خونه 2... عشق کیلو چند؟ 3...کشکه 4...عشق دخترا دروغه عشق پسرا دروغه5...بعضی استثناها وجود داره 6...راست راسته.......؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

امیرحسیــن  :-)
1335169165790941_large.jpg امیرحسیــن :-)

السَّلامُ عَليكِ يا بنِتِ حَبيبَ‏اللَّه ، السَّلامُ عَليكِ يا بنِتِ خَليلِ‏اللَّه ، السَّلامُ عَليكِ يا بنِتِ افَضل انَبياء اللَّه و رُسله ِو مَلائكته ، السَّلامُ عَليكِ يا سِيدَة نِساء العالمَين مِن الاوَليِنَ وَالاخَرين ِ ، السَّلامُ عَليكِ يا اُمَّ الحَسن ِوَالحُسِين سِيدى شَبابِ اَهل‏الجَنة ، السَّلامُ عَليكِ ايَّتها الصَديقِة الشَّهَيدة .

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

مــــادر .... به بهشت نمی روم ؛ اگر مادرم آنجا نباشد ! .

امیرحسیــن  :-)
1325874596338069_large.jpg امیرحسیــن :-)

ماجرای ازدواج مقام معظم رهبری در کتاب "شرح اسم" که به بیان زندگی نامه مقام معظم رهبری در سالهای قبل از انقلاب پرداخته است،مطلب مربوط به ازدواج ایشان به شرح زیر است: مدتی از بازگشت به مشهد نمی گذشت. بانو خدیجه که در اندیشه ازدواج پسر دومش بود، دست به کار شد و دختری را که در خانواده ای سنتی و با علائق مذهبی پرورش یافته بود، به او پیشنهاد کرد. همو پا پیش گذاشت و مقدمات خواستگاری را فراهم نمود. همان راهی را که چهار پنج سال پیش برای سید محمد رفته بود، این بار برای سید علی پیمود. حاج محمد اسماعیل خجسته باقرزاده، پدر عروس، از کاسبان دین دار و باسواد مشهد بود. او پذیرفت که دخترش به عقد طلبه تازه از قم برگشته ای درآید که تصمیم دارد در مشهد ساکن شود، آیت الله میلانی و دیگر بزرگان اهل علم مشهد او را می شناسند و تایید می کنند و به او علاقه دارند. هزینه ازدواج، آن بخشی که طبق توافق به عهده داماد بود، توسط آیت الله حاج سید جواد خامنه ای تامین شد که مبلغ قابل توجهی نبود. مخارج عقد را گذاشتند به عهده خانواده عروس که حتما قابل توجه بود. "آن ها مرفه بودند،

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

سالهاست که … در لايه هاي نابود اينگونه زيستني مي گردم و .. مي گردم تو را و خودم را بيگناه گم کرده ام در خويشتني که هر گز خوش نبود چقدر دلم براي خواستن تنگ مي شد تا اينکه دريافتم اين زندگي نه تويي نه من ما گم شده ايم در نا کجا آباد خود ساخته اي که نشاني ندارد

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

هیچ کس نباید شب به بستر برود قبل از اینکه از خود بپرسد: امروز چه کرده ام تا لیاقت داشته باشم فردا هم زنده بمانم. (دکتر شوایتزر)

امیرحسیــن  :-)
arbaen_(16).jpg امیرحسیــن :-)

صورتم رو به کربلا ميکنم خودمو تو دل تو جا ميکنم اگه اين دل بشه هوايي تو رو به قبله تو رو صدا ميکنم آقام آقام آقام آقام آقام قامتم خم شده ز بار بلا حاجتم باشد از تو يا مولا که يه بار ديگه بيام آقا نجف و کاظمين و کربلا آقام آقام آقام آقام آقام صورتم رو به کربلا ميکنم از ته دل تو رو صدا ميکنم نمازم رو به گنبد و حرم و پيکر بي سر اقتدا ميکنم آقام آقام آقام آقام آقام من بجز تو که هيچ کس و ندارم خودمو پاي گنبدت ميارمسرم و روي نيزه اي ميزارم توي صحن قشنگ تو ميکارم آقام آقام آقام آقام آقام ديگه عقلي از عشق تو ندارم به کجا از غم تو رو بيارم يه روزي ديوونت ميشم به خدا سر به صحراي کربلا ميذارم همه اسمها يک طرف اسم ابالفضل يک طرف همه چشمها يک طرف چشم ابالفضل يک طرف همه هستي يک طرف هست ابالفضل يک طرف همه دستها يک طرف دست ابالفضل يک طرف همه عشقها يک طرف عشق ابالفضل يک طرف همه دلها يک طرف دلبر مولا يک طرف همه اشکها يک طرف اشک ابالفضل يک طرف همه مشکها يک طرف مشک ابالفضل يک طرف

امیرحسیــن  :-)
235a8eb475.jpg امیرحسیــن :-)

جدیدترین سوتی شبکه 3 سیما در ماه مبارک رمضان

امیرحسیــن  :-)
bener_small.jpg امیرحسیــن :-)

صورتم رو به کربلا ميکنم خودمو تو دل تو جا ميکنم اگه اين دل بشه هوايي تو رو به قبله تو رو صدا ميکنم آقام آقام آقام آقام آقام قامتم خم شده ز بار بلا حاجتم باشد از تو يا مولا که يه بار ديگه بيام آقا نجف و کاظمين و کربلا آقام آقام آقام آقام آقام صورتم رو به کربلا ميکنم از ته دل تو رو صدا ميکنم نمازم رو به گنبد و حرم و پيکر بي سر اقتدا ميکنم آقام آقام آقام آقام آقام من بجز تو که هيچ کس و ندارم خودمو پاي گنبدت ميارمسرم و روي نيزه اي ميزارم توي صحن قشنگ تو ميکارم آقام آقام آقام آقام آقام ديگه عقلي از عشق تو ندارم به کجا از غم تو رو بيارم يه روزي ديوونت ميشم به خدا سر به صحراي کربلا ميذارم همه اسمها يک طرف اسم ابالفضل يک طرف همه چشمها يک طرف چشم ابالفضل يک طرف همه هستي يک طرف هست ابالفضل يک طرف همه دستها يک طرف دست ابالفضل يک طرف همه عشقها يک طرف عشق ابالفضل يک طرف همه دلها يک طرف دلبر مولا يک طرف همه اشکها يک طرف اشک ابالفضل يک طرف همه مشکها يک طرف مشک ابالفضل يک طرف