دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امیرحسیــن :-)

همه چی درباره خودم: درباره من:تو بیمارستان به دنیا اومدم از بچگی بزرگ شدم چند سال سن دارم تو دو... درباره »
امیرحسیــن :-)
مرد
امتیاز: 10536

دنبال‌شدگان

(840 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(668 کاربر)

گروه‌ها

(160 گروه)

بازدید

امیرحسیــن  :-)
imam hosein2.jpg امیرحسیــن :-)

پايِ دختر بچه وقتي غرق تاول ميشود . . . پا به پايش كارواني هم معطّل ميشود . . . دستْ بسته، خواب هم باشد بيفتد از شتر . . . پهلوان باشد دچار ِ دردِ مَفصَل ميشود .

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

بوی تنهایی...

Rayhane
Rayhane
توسط موبایل در ثامن الحجج

دلم گرفته ... یا امام رضا مددی

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

فقر؛ گرسنگی نیست، عریانی هم نیست، فقر؛ همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفته ی یک کتابفروشی می نشیند، فقر؛ تیغه های برنده ماشین بازیافت است که روزنامه های برگشتی را خرد می کند، فقر؛ کتیبه ی سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند، فقر؛ پوست موزی است که از پنجره ی یک اتومبیل به خیابان انداخته می شود، فقر؛ همه جا سر می کشد، فقر؛ شب را " بی غذا" سر کردن نیست، فقر؛ روز را " بی اندیشه" سر کردن است.

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

تو از تبار ما نيستي آقا! از تبار بوسه اي پنهاني! از تبار عشقي مجاني... از تبار تاجي قلابي! تو از ديار ما نيستي مولا! از ديار آن منجي كذائي... از ديار اين دين سياسي ... از ديار مدعوين گرامي! بمان ... نيا! كسي اينجا منتظر تو نيست ... اينجا... درهاي زندان... همچنان باز است!

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

راستش نميدانم ... نميدانم آخرش چه خواهد شد ... من اين لحظه نگرانم ... نگران و البته مستاصل ... از همانها كه آدمي نه راه پس دارد و نه راه پيش ... گذر زمان همه چيز را حل خواهد كرد ... شايد! و البته شايد همه چيز را نابود كند ... اين روزها و مخصوصا امروز خيلي لب مرزم ... خيلي محتاجم به دعايتان ... دعايم مي كنيد ؟! مي شود برايم «امن يجيب ...» بخوانيد ... بخواهيد شايد دلم كمي آرام گيرد ... و البته نپرسيد چه شده ... شايد به زودي همه چيز برايتان رو شود ... . . . تقديم نمي شود به هيچكس !

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

هرگز باور نمي کنم که سال هاي سال همچنان زنده ماندنم به طول انجامد. يک کاري خواهد شد. زيستن مشکل است و لحظات چنان به سختي و سنگيني بر من گام مي نهند و دير مي گذرند که احساس مي کنم خفه مي شوم. هيچ نمي دانم چرا؟ اما مي دانم کس ديگري در درون من پا گذاشته است و اوست مرا چنان بي طاقت کرده است. احساس مي کنم ديگر نمي توانم در خود بگنجم و در خود بيارامم و از بودن خويش بزرگتر شده ام و اين جامه بر من تنگي مي کند. اين کفش تنگ و بي تا بي قرار! عشق آن سفربزرگ! آه چه مي کشم! چه خيال انگيز و جان بخش است اين جا نبودن.

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

هر روز ی که میگذرد، یک روز به ظهور امام زمان نزدیک تر می شویم اما به خود امام زمان چطور . . . ؟

امیرحسیــن  :-)
13.jpg امیرحسیــن :-)

هنوز ناله ی زینب به گوش می آید چه کربلاست که آدم به هوش می آید فلک به ناله ملک در خروش می آید چه کربلاست که چون نام کربلا ببرند صدای ناله ی مردی غریب می آید چه کربلاست کز آن بوی سیب می آید ....108 روز تا محرم

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

آنقدر زمین خورده ام که بدانم برای برخاستن نه دستی از برون که همتی از درون لازم است حالا اما نمی خواهم برخیزم می خواهم اندکی بیاسایم فردا برمی خیزم وقتی که فهمیده باشم چرا زمین خورده ام...

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

واقعا این قب چیست که همه چیز به یک باره در آن جا میگیرد... عشق نفرت شیطان و ... یا خداوند...

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

«چی شد چادری شدم؟» دیدیم شیطان صفتان، برای پاکی قلب معصوم خواهران و برادرانمان نقشه ها کشیده اند دیدیم قبح گناه می ریزند و بی حیایی را ترویج میکنند دیدیم به اسم آزادی جسم، انسانیت را به اسارت می کشند تا حیوان بسازند دیدیم عمق نگاه ها را کوتاه می کنند تا بالا را از یاد همه ببرند دیدیم عرفان کاذب را تبلیغ می کنند؛ دین بدون تکلیف را، تا به عکسی در آب از ماه محروم سازند دیدیم چادر را نشانه گرفته اند دریغمان آمد نگوییم از لذت بی نهایت این انتخاب خدایی دریغمان آمد نگوییم از زیبایی بی نهایت وقار دریغمان آمد نگوییم که یک بار امتحان کنید لذت باخدا بودن را، برای خدا انتخاب کردن را، تیر در چشم شیطان شدن را، مجاهد راه خدا بودن در جهاد اکبر را ای کاش همه بگویند همه ی آنها که حتی به خوب هم قناعت نکرده اند، به حداقل ها قانع نشدند، برتر را برگزیدند

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

گرچه نتوان وصف کرد عبّاس را... کربلا دو "حیدر" داشت.. برسول الله ... اشبه الناس خلقاً و خُلقاً و منطقاً... علی اکبرسلام الله علیه

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

ز سختي هاي زندگي ملول مشو... خسته هم مشو... اعتماد به نفس خود را نيز از دست مده...! فكر نكن خدا تو را فراموش كرده است... تو در معرض امتحاني... امتحاني خدايي... و بدان، مهم بودي كه در امتحان آمده اي!!! مانند آن همشهري ما كه مهم شد! زيرش خط كشيدند!! توي امتحان آمد!!!!!! (انسانهاي مهم، بعد از خواندن اين متن، زيرشان را نگاه نمي كنند ببينند خط كشيده شده است يا نه!! بلکه نیک مینگرند ببینند این امتحانی که در آن قرار دارند، چه نوع آزمونی است و چگونه میتوان آن را به پشت سر انتقال داد...! والا...!!)

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

جدمان مرا کناری کشید و گفت میخواهم نصیحتت کنم و سیلی محکمی بر گوشم نواخت! (قدیم رسم بود قبل هر نصیحت یک سیلی میزندند!!) و گفت: ""عجول مباش... زود هم قضاوت مکن... اصلا تا توانستی قضاوت مکن!!! بدگویی هم مکن... در یک کلمه، سعی کن سوتی ندهی که گرفتار شوی...."" پرسیدم چرا؟ چطور؟ سیلی دیگری به اینطرف صورتم خوابانید!! و

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

می دونی miscall چیه؟؟ . . . واحد اندازه گیری زعفروونه دیگه مثلا میگن یه miscall زعفرروون!!!