دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امیرحسیــن :-)

همه چی درباره خودم: درباره من:تو بیمارستان به دنیا اومدم از بچگی بزرگ شدم چند سال سن دارم تو دو... درباره »
امیرحسیــن :-)
مرد
امتیاز: 10536

دنبال‌شدگان

(840 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(668 کاربر)

گروه‌ها

(160 گروه)

بازدید

امیرحسیــن  :-)
imam hosein2.jpg امیرحسیــن :-)

پايِ دختر بچه وقتي غرق تاول ميشود . . . پا به پايش كارواني هم معطّل ميشود . . . دستْ بسته، خواب هم باشد بيفتد از شتر . . . پهلوان باشد دچار ِ دردِ مَفصَل ميشود .

parisa
parisa

داری میری؟ به همین سادگی؟ پس روزای عاشقانه ای که با هم داشتیم چی؟ به همین سادگی فراموش کردی جملاتی که کنار گوشم زمزمه می کردی؟ پس چی شد آنهمه علاقه ات؟ فقط به خاطر اینکه به درخواست احمقانه ات جواب رد دادم؟ یعنی ارزش من فقط توی تخت با تو خلاصه می شه؟ پس احساساتمان چی؟ عشق و علاقه ات دقیقاً به چی بوده؟ می شه توضیح بدی؟ خوااااااااهشش می کنم

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

یا ابا عبد الله جانم به شما که بازار رحمت خدا را خریدی .. حسین جان سوره محبتی.... راستی قیامت چی میشد اگه خدا حسین نداشت ... دار شفاعت چی میشد اگه خدا حسین نداشت..... _________**** امیری و نعم الامیر ... انت غنی و انا الفقیر ... شکر لله صید توام .. تو زندان بانی و من اسیر حسین جان ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
1_resized-kh933044.jpg امیرحسیــن :-)

اللهم عجل لولیک الفرج به حق3ساله کربلا ... من رقیــــه دخترشیرین زبان شــــــــاه دینم غنچه ی پژمرده ی بـــــــاغ امیــــرالمومنینم هردوعالم دردعا،محتاج دست کوچک مــــن تاابدحاجـــت روا گردنــــدازیک آمینــــــــــــــــم پاک سوزدهرکه خواندسطری ازشرح کتابــم دلبرومحبوبــــــــــــه ی محبوب دلبرآفرینـــــم کربــــلا درروزعاشورابـــــلاانــــ ـــدربــــــــلابـود دوربـــــابـــــایم بگردم،مبتـــــــلادرمبتــ لابـــود من هم آخـــرنازنینــــم،نازنینـ ـــم،نازنینـــــــم نوگــــــل آن عشقبـــــازاولیـــــــن وآخرینـــــم.

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

وقتی که رسید ، چشم هایش سرخ بود... حالا که میخواهد از خاطرات سفر بگوید ، میگوید نجف...چشم هایش تر میشوند... میگوید سامرّا...بغض می کند... میگوید کاظمین...صدایش به لرزه می افتد... کربلا..... .... چه کرده ای حسین(ع)....؟!

این ارسال را بازنشر کرده است.
ツ سارینا ツ
344.png ツ سارینا ツ

@امیرحسیــن :-) آموخته ام که وقتی ناامید میشوم خداوند با تمام عظمتش ناراحت میشود و عاشقانه انتظار می کشد که به رحمت او بار دیگر امیدوار شوم...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
J_a_♥_a_D
255333_329634160457312_1638872198_n.jpg J_a_♥_a_D

پس از مدتی که احمد در حبس بود، یک روز رژیم اجازه داد تا پسرم را در همان بند ملاقات کنم. بعد از آن همه مدت،اولین باری بود که به ملاقات پسرم می‌رفتم. وقتی دیدمش بسیار ضعیف و لاغر شده بود. مشغول صحبت که شدیم نگاه به کبودی روی مچ دست‌های متورمش انداختم و گفتم: احمد، مچ دست‌هایت چرا این طور شده؟ به خاطر این که ناراحت نشوم، خندید وگفت: چیزی نیست مادر. بعد حرف را عوض کرد وگفت: حال پدر چه طوره؟ با این حال احمد، بغضم ترکید و با گریه گفتم: راستش را بگو، اینها باتو چکار کرده‌اند. وقتی قسمش دادم، گفت: این کبودی جای دستنبدهایی است که دو طرف تخت شکنجه وصل است. آنها را محکم دور مچ دستهایم می‌بستند، بعد هم با کابل شلاق می‌زدند. برای اینکه طاقت بیاورم خیلی تقلا می‌کردم و دستنبدها بدجوری به مچ دست‌هایم فشار می‌آوردند. برای همین مچ‌هایم کبود شده.

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
1339509791664642_large.jpg امیرحسیــن :-)

سلام ....عصر همتون بخیر .......... خوبینننننننن؟؟؟؟؟؟

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

وَقتی بچه بودُم ماه رمِضون که میامَد هی نِق نِق مِکِردُم که مُویَم مخام روزه بیگیرُم .. هر چی مُگفتَن بچه تو نِمِتنِی …. تو باید روزه کِله گنجشکی بیگیری مُگفتُم نه ! اِلا و لِل الله باید مِثِه ادم بُزُرگا روزه بیگیرُم ! سَحَر که مِشُد تا صدا قاشق چِنگال میادم وَرمِخواستم مث هم جن به سر سفر حاضر مِرفتُم،حالا کار نِدرم تو روز گُشنم مِرفت یاواشک طِبعیش مِکردُم اما شور و حال داشتم یک زِمانی 15 ، 16 سالُم بود، دهن به روزه مِرفتم تمرین مِث هم چی هم کشتی مِگرفتم اما الان نِمدونم مو عقایدُم سُست رفته یا کُلا همه چی قلابی بوده.. حالا ولش کن پیش پیش نِماز روزتان قبول

و 7 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
J_a_♥_a_D
255219_3716219424225_1467838450_n.jpg J_a_♥_a_D

بر سر در این کعبه امید نوشتند .. هر کس که به کارش گره افتاده بیاید ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
J_a_♥_a_D
484076_10151096281366217_1625332126_n.jpg J_a_♥_a_D

کربلایم ببری یا نبری عبد توام /امتحان کن که ببینی خودت ایمان مرا....

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

پسرا لایک دخترا دیدگاه ...... میخوام ببینم چقدر دختر داریم چقدر پسر ........

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

امام خوبی هاااااااااااااااااااااااااا.....

هزار ُ یکمین شــَهرزاد
06076465345387791439.jpg هزار ُ یکمین شــَهرزاد

ما، اغلب خود را ِ دنیا و مافیها فرض می کنیم و فکر می کنیم که همه دنیا به خاطر ما می گردد ./. آسمان ُ زمین ُستارگان به خاطر خوش آمد ما در سِیر و گردشند ... فکر می کنیم که آسمان در غم ِ خواهد گریست و یا دل سنگ از درد ِما آب خواهد شد، یا گردش ستارگان متوقف خواهد گشت... اما بعد می فهمیم که در این دنیای بزرگ ، انسان مثل ما آمده اند و رفته اند و در گردش روزگار به وجود نیامده است. "دکتر چمران"

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

معلم انشاء به بچه ها میگه موضوع انشاء این دفعه اینه که: اگر مدیرعامل بودید چه میکردید؟ بعد میبینه همه تند و تند و با هیجان شروع کردند به نوشتن بجز یک نفر که نشسته و داره از پنجره بیرون رو تماشا می کنه! معلم ازش میپرسه: چرا تو هیچی نمینویسی؟ بچه میگه: منتظرم تا منشی ام بیاد!

این ارسال را بازنشر کرده است.