دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امیرحسیــن :-)

همه چی درباره خودم: درباره من:تو بیمارستان به دنیا اومدم از بچگی بزرگ شدم چند سال سن دارم تو دو... درباره »
امیرحسیــن :-)
مرد
امتیاز: 10536

دنبال‌شدگان

(840 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(668 کاربر)

گروه‌ها

(160 گروه)

بازدید

امیرحسیــن  :-)
imam hosein2.jpg امیرحسیــن :-)

پايِ دختر بچه وقتي غرق تاول ميشود . . . پا به پايش كارواني هم معطّل ميشود . . . دستْ بسته، خواب هم باشد بيفتد از شتر . . . پهلوان باشد دچار ِ دردِ مَفصَل ميشود .

امیرحسیــن  :-)
8fmeic9.jpg امیرحسیــن :-)

گفتم: از اینجا تا کربلا چقدر راه است؟؟؟ گفت: آن قدر که بگویی "السلام علیک یا اباعبدالله"

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)
توسط پیامک

هر کس ارزش ماندن در قلب را ندارد !

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
1335169165790941_large.jpg امیرحسیــن :-)
در حجاب

حجاب همان چادری بود که پشت در خانه سوخت،ولی از سر فاطمه(س) نیفتاد... وسلام ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

نیم کیلو باش ولی باش

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
1348349577358691_large.jpg امیرحسیــن :-)

اصلاًحسین جنس غمش فرق می کند

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
golchin9.jpg امیرحسیــن :-)

أَلسَّلامُ عَلى مَنْ هُتِکَتْ حُرْمَتُهُ،(سلام بر آن کسى که پرده حُرمَتش دریده شد،)فرازی از ناحیه مقدسه

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

بدم اومده ازش ...ولی بازم نمیدونم چرا دوسش دارم ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
Untitled-1.jpg امیرحسیــن :-)

اگر لازم باشد باز هم توی دهن آمریکا و سگان کنارش میزنیم

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

مردي چهار پسر داشت. آنها را به ترتيب به سراغ درخت گلابي اي فرستاد که در فاصله اي دور از خانه شان روييده بود پسر اول در زمستان، دومي در بهار، سومي در تابستان و پسر چهارم در پاييز به کنار درخت رفتند سپس پدر همه را فراخواند و از آنها خواست که بر اساس آنچه ديده بودند درخت را توصيف کنند پسر اول گفت: درخت زشتي بود، خميده و در هم پيچيده پسر دوم گفت: نه.. درختي پوشيده از جوانه بود و پر از اميد شکفتن پسر سوم گفت: نه.. درختي بود سرشار از شکوفه هاي زيبا و عطرآگين.. و باشکوهترين صحنه اي بود که تابه امروز ديده امپسر چهارم گفت: نه!!! درخت بالغي بود پربار از ميوه ها.. پر از زندگي و زايش مرد لبخندي زد و گفت: همه شما درست گفتيد، اما هر يک از شما فقط يک فصل از زندگي درخت را ديده ايد! شما نميتوانيد درباره يک درخت يا يک انسان براساس يک فصل قضاوت کنيد: همه حاصل آنچه هستند و لذت، شوق و عشقي که از زندگيشان برمي آيد فقط در انتها نمايان ميشود، وقتي همه فصلها آمده و رفته باشند

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

يك نفر آقا كنار راننده نشسته بود. سوار تاكسي شده بود...دخترك خوب و چادري....با رفيقش! جلوترها كه رسيدند،راننده ايستاد براي مسافري ديگر....كه مرد بود.... ناديده گرفت،مرد،حيا را و دخترك عفافش را... نشست مرد كنار دخترك باحجابمان! بودند لحظاتي كنار هم....تا مقصد.... فروخت اندك حجب و حيايش را در كنار آن مرد.... هرچند هيچ نگفتند با هم....هرچند كيفش بود بين او و خودش بايد هزينه كرد براي اسلام...براي اينكه بماند دينت نگو مجبور شدم...نگو نمي شد ديگر...نگو چند لحظه كه بيشتر نبود باورم نمي شود اين توجيهات بي خوديــــ... شيطان"لحظه اي" به باد مي دهد همه ي ايمانت را... داستان هفتاد سال عبادت شيخ را شنيده اي؟هان؟ ميشد دربست بگيري...ميشد به راننده گفت: آقا!من مي پردازم هزينه ي اين مسافر را ولي سوارش نكن! ميشد.....يعني "بايد" بشود كه سرمايه كرد براي اسلام! اسلامي كه راحت نرسيد به من و تو.... خون ها دادند... جان ها دادند... سرها بريده شد... دستي بريده شد... فرقي شكافته شد... چادريـــ خاكيـــ شد.... مادريــــــــــــــ بين در و ديوار.........

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
امیرحسیــن  :-)
2964420000095800639S600x600Q85.jpg امیرحسیــن :-)

این عکس آقارو کی دیده بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
95606258693123067885.jpg امیرحسیــن :-)

بله چه لذتی دارد این حجاب ارزشی که خدا برای تو قائل شد و تو ناموس خدایی جواهری در پشت قابی شیشه ای و چقدر دوستت دارد او و چقد ردوستت دارد او

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.