امیرحسیــن :-)
به سلامتى چشمايى که همه بهش چشم ميدوزن اما به هر کس دوخته نميشه ،
سلامتى دستايى که خالى بودن رو واسه پر بودن به هرکسى نمى فروشه ،
به سلامتى قلبى که ما توش نيستيم اما تو هواش پر ميزنيم... ... ... ... ...
امیرحسیــن :-)
رفتم نونوايى يارو ميگه نون ميخواييد ؟؟پ ن پ اومدم دستمو اردى كنم برم سر وقت شنگول و منگول ! وا لله بخدا
امیرحسیــن :-)
رفقا ؟ پیروز مندان هم میترسند/اما عنان خویش به وحشت نمیسپارند!
امیرحسیــن :-)
کوچه هارابلدشدم،مغازه هارا،چراغ قرمزرا،حتی جدول ضرب ودیگر...درراه هیچ مدرسه ای گم نمیشوم،اماگاهی میان آدمهاگم میشوم،آدمهارابلدنیستم...
امیرحسیــن :-)
من صبورم اما...،بي دليل از قفس کهنه ي شب ميترسم،بي دليل از همه ي تيرگي تلخ غروب و چراغي که تو را از شب متروک دلم دور کند ميترسم
امیرحسیــن :-)
ميبخشم كساني را كه هرچه خواستند بامن،با دلم،با احساسم كردند،ومرادر دوردست خودم تنها گذاردند و من امروز به پايان خودم نزديكم،پروردگارا به من بياموز دراين فرصت حياتم آهي نكشم براي كساني كه دلم را شكستند.
امیرحسیــن :-)
پدرهمون کسیست که لرزش دستش دیگه چیزی ازچای توی استکان باقی نگذاشته ولی بهت میگه به من تکیه کن وتو انگارکوه را پشتت داری پدر روزت مبارک...
امیرحسیــن :-)
نمی دانم نهان از من، چه نيكی كرده ای با"دل" كه چون غافل شوم از او، دوان سوي تـــــــــــــــــو می آيد...!